۱۳۸۸/۱۱/۲۰

حکم سحر گاه

محمد-راز -
قاضی به همه حکم سحر گاه بداده
بر عاشق دین نام محارب بنهاده
نامی ز خدا او ننوشتست به قلبش
با نام خدا سربه همه کفر نهاده
بی پرده بریزی همه گه خون من و تو
زحاک کنون نام ز او باز ،ستانده
ای کاوه بیا وقت رهائی ز ستم گشت
ابلیس به این خاک کنون پای نهاده
سبزند همه عارف و عاشق به ره عشق
دشمن به ره جهل وسیاهی بفتاده
وقت است کنون تا که بجنگیم به دشمن
وی بیرق ایران به اجانب بنهاده
از خون جوانان وطن لاله برآمد
این لاله چه سبز است ،که در باغ نهاده
راز دل خود جز به همه دوست نگوئید
اغیار به ابلس کنون سر بنهاده
محمد راز

هیچ نظری موجود نیست: