محمد کاشانی : چیزی به عاشورا نمانده است. عاشورایی که سالگرد پی در پی آن بازگوی خاطره مظلومیت مردان و زنان پاک طینت خدایی و قساوت دین فروشان عابد نماست. خیلی دور نیستیم از خاطره مجادلات آزادگی و حقوق با نیرنگ و قدرت ، قدرت غصب شده ناحقی که فریب و نیرنگ را با شباهت لباس پیامبر (ص) به هم آمیخته و با تکرار “آیه” و “روایت” تنزیه خود را به رخ می کشد. نزاهتی که نبوده و نیست، اصرار می کند و سوگند می خورد به دروغ که پاک است و بی پیرایه. تاریخ و مورخان هم بیش از یک هزاره است که بیشتر با او همراهی می کنند، اگرچه گهگاه گریزگاهی برای قلم پیدا شده تا بخشی از حقایق “مستور” را بنمایاند حتی اگر مجبور شود خود را پنهان دارد یا بشکند.
کم نبوده اند عاشورا هایی که البته نه به عظمت “شجاعت” و “قساوت” عاشورای شصت و یکم در دشت رملی نینوای رافدین، ولی بزرگ بوده اند و خاطره آن یادواره و در ذهن و اندیشه ماندگار.