۱۳۸۸/۱۲/۰۹

نامه یک جوان ایرانی به میرحسین موسوی

بزرگواری یک انسان تا چه حد ؟

شبکه 1 را می‌گیرم تو نیستی....شبکه 2 را می‌گیرم تو نیستی...شبکه 3 را می‌گیرم تو نیستی...شبکه های دیگر همین‌طور روزنامه ها دیگر از تو عکسی چاپ نمی کنند. روزنامه هایت توقیف شده است...سایت هایت فیلترند...کجای این دنیا قرار گرفته ای که نه شبکه ها تلویزیونی ...نه روزنامه ها...نه سایت ها...اثری از تو پیدا نمی‌شود...نکند از یادها رفته ای؟

نـــــه...زهی خیال باطل...اگر تو در شبکه های تلویزیونی پیدایت نیست...اگر در روزنامه ها آن چهره ی محجوب و دوست داشتنیت را نمیبینیم...اگر سایت های تو پیام مشترک گرامی دسترسی یه این سایت امکان پذیرنمیباشد را نشان میدهند اما

تو جای بهتری از این ها قرار داری : در قـــلـــب ما

میرحسین عزیزم به صاحب اسمت قسم اگر سیاه دلان سعی می‌کنند روز به روز چهره‌ات را مخدو‌ش‌تر کنند. اما بر عکس آن تو روز به روز در قلب و دل ما عزیز تر می شوی...ای سید مظلوم..ای فرزند امام حسین به جدّت قسم اگر در رسانه سراپا دروغ و غیر ملی چهره پر از صداقتت را نمی‌بینیم اگر در این قاب دروغین صحبت های دلنشینت را نمی شنویم امــــــا بدان چنان در دل تک تک ما ایرانیان پیرو صداقت جا باز کرده ای که هیچ تلوزیونی،هیچ رورنامه ای هیچ سایتی نمی تواند این کار را برای دشمنانت انجام دهد.خوشحالیم که در این دنیا قلب کوچکی داریم که پذیرای انسان بزرگی مثل شماست،اما حقارت ما را ببخش که دل کوچکمان برای شخص بزرگواری مانند شما جا کم دارد اما بدان به قول شاعر این دل های کوچک باغچه هایی ســــــبــــز دارند با گل های محمدی خوشبو...

ای میر دل‌ها در بیانیه هفدهم خود گفتی:دستگیری میرحسین مشکلی را حل نمی‌کند وای بر ما و وای بر آن ها مگر ما فرزندان تو مرده ایم که تو را در بند کنند نباشد آن روز که کس نگاه چپ به میر دل ها کند که روز مرگش فرا خواهد رسید...مهندس موسوی بگذار صمیمی تر باشیم و بگویم میر حسین..میرحسین عزیز بقیه نامه با بغض نوشته شده است،جان تک تک ما فدای خودت و صاحب اسمت...مگر ما خونمان از نداو سهراب از محسن و مصطفی از اشکان و امیر رنگین تر است که بگذاریم خم به ابروی تو آید...تو همانی که گفتی من از حق خود گذشتم

اما از حق مردم نمی گذرم...جان ما فدای ایران و فدای میر دل های ایرانیان ما به یاری مهدی فاطمه پشت تو ایستاده ایم. درست که تو آنقدر بزرگواری که فرمودی من دنبا ل مردم میروم .آخر بزرگواری یک انسان تا چه حد؟

عده ای که یا از روی دنیا طلبی و حب دنیا یا از روی نادانی و نا بخردی با تو دشمنی میکنند بدانند همانطور که دشمنی امویان خورشید وجود علی (ع) را روز به روز فروزانتر کرد دشمنی آنان هم محبوبیت و مقبولیت تو را در بین مردم ایران زمین صد چندان خواهد کرد...ای سید دل ها بدان که ما برای احقاق حقوق خود عقب نمیکشیم و بدان که اول خدا،دوم

اهل بیت و سوم مردم تشنه صداقت یاری کننده تو هستند رمز عملیات راه سبز امید ما جدت امام حسین است و تا آخر این راه سبز امید در کنار هم هستیم تا زمانی که حقوقمان به رسمیت شناخته شود...یارانمان را آزاد کنند،افراطیون مجازات شوند از خانواده های شهدای سبز دلجویی شود و انتخابات آزاد برگزار شود.

فاِنّ مع العسر یسرا
ان مع العسر یسرا

از طرف یک جوان مسلمان ایرانی راه سبز امید

آخرین وضعیت زندانیان سیاسی و فعالان دانشجویی

شبکه جنبش راه سبز(جرس) : قرار بازداشت حشمت الله طبرزدی فعال سیاسی در بند توسط دادسرای واقع در زندان اوین برای مدت نامعلومی تمدید شد.
به گزارش هرانا، قرار بازداشت حشمت الله طبرزدی فعال سیاسی در بند که روز 7 دی ماه پس از رویدادهای تاسوعا و عاشورا توسط 5 تن از ماموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت و به بازداشتگاه امنیتی بند 209 منتقل شد بود توسط دادسرای مستقر در زندان اوین به مدت نامعلومی تمدید شد.
این فعال سیاسی پنج شنبه گذشته در زندان اوین با فرزندش ملاقات کرده بود، طبرزدی در ملاقات با فرزندش اعلام داشت از آنجايی كه اتهامات منتسب به ايشان سياسی است، بنا بر نص صريح اصل 168 قانون اساسی محاكمه اش بايد در دادگاه علنی و با حضور هيات منصفه برگزار شود.

عیادت سید حسن خمینی از علی کروبی

کلمه: روز گذشته سید حسن خمینی به عیادت علی کروبی رفت.

به گزارش سحام نیوز، حسن خمینی که همراه با مادر(خانم فاطمه طباطبائی) و همسرش به منزل علی کروبی رفته بودند،از شنیدن نوع رفتاری که با علی کروبی شده بود بسیار متاثر شد. در این دیدار مهدی کروبی نیز حضور داشت.

سردار نقدی:اوباما کمتر از 48 ساعت اعتراف می کند

شبکه جنبش راه سبز(جرس): رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اعلام اینکه "بسیج دانشجویی باید تمرکز خود را در جهاد علمی به کار گیرد" در واکنش به ادعاهای دشمنان در خصوص اعترافات زودهنگام ریگی گفت: حتی اگر خود اوباما که ریگی به همکاری با او اعتراف کرده است نیز به ایران بیاید ، قدرت اسلام ناب چنان است که او هم مثل ریگی به خطاهایش اعتراف خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، سردار محمدرضا نقدی عصر شنبه در مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان بسیج دانشجویی در تالار ابن سینای دانشگاه تهران گفت: دانشگاه محیط علم و کارکرد آن پیشبرد علم است لذا بسیج دانشجویی به عنوان بسیجی که در بستر دانشگاه می روید باید تمرکز خود را در حوزه علم و جهاد علمی به کار گیرد.

حذف تصویر خاتمی از ایستگاه متروی امام خمینی (ره)

کلمه: در ایستگاه متروی امام خمینی (ره)، تصویر حکاکی شده آقای خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین کشورمان که به همراه تصویر امام خمینی(ره) و ، رهبر انقلاب بود، حذف شد.

به گزارش «تابناک»، به دلیل اینکه در تاریخ ۲/۱۲/۷۸ ایستگاه‌های متروی طرشت، دانشگاه شریف، آزادی، شهید نواب صفوی، میدان حر، دانشگاه امام علی و نیز حسن‌آباد به دست رئیس‌جمهور وقت کشورمان، آقای خاتمی افتتاح شد و تصاویر حکاکی شده از امام خمینی ـ رحمت‌الله ـ رهبر انقلاب و حجت‌الاسلام خاتمی در ورودی ایستگاه متروی امام خمینی در خیابان باب همایون نصب شده بود اما امروز عابران مشاهده کردند که تصویر خاتمی حذف و باقی تصاویر نیز در حال حذف است.

این در حالی است که از آغاز ماه صفر تاکنون، با نصب بنری، از دیده شدن این ۳ تصویر جلوگیری شده بود.

در همین زمینه، ربیعی، مدیر عامل شرکت بهره‌بردای متروی تهران، با تأیید این رخداد، به «تابناک» گفت: حذف این تصاویر، علت خاصی نداشته و تنها به دلیل این که این طرح قدیمی شده و اثر زیبایی هم نبوده، با همکاری سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری تهران، تصمیم به تغییر این تصاویر و جایگزینی تصویری رنگی و زیبا روی کاشی از امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب برای این قسمت گرفته شد که هم‌اکنون نیز کارگران مشغول به کار بوده و به زودی این اثر هنری در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت.
قبل از تخریب- عکس ارسال شده توسط یکی از خوانندگان «کلمه»

۱۳۸۸/۱۲/۰۸

آقای لاریجانی! ثابت کنید!همه عمرم را در اوین خواهم گذراند

کلمه: ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار و فعال حقوق زنان که مدتی را در حواث بعد انتخابات در بازداشت بسر برد و اکنون همسر روزنامه نگار او در زندان است در آخرین مطلب وبلاگش نوشته است:

آقای محمد جواد لاریجانی
رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه

مصاحبه خانم کریستین امانپور ،خبرنگار” سی. ان. ان” را با شما را دیدم و خواندم.بخش هایی را که مربوط به نظرات شما در باره روزنامه نگاران زندانی بود ،بارها و بارها خواندم و هربار بیشتر از بارقبل متعجب شدم.شاید شما از پرونده های روزنامه نگاران زندانی کاملا بی خبرید و شاید هم خبر دارید اما ترجیح می دهید که واقعیت را آنطور که خودتان لازم می دانید بیان کنید.

خانم امانپور در این مصاحبه به شما می گوید که در ایران هم اکنون بیش از ۹۰ روزنامه نگار و خبرنگار که بالاترین آمار خبرنگاران زندانی در جهان هستند ،در زندان اند. بعد هم می پرسد چرا این اتفاق در حال رخ دادن است؟ و شما می گویید : دلیل زندانی شدن آنها اعتراض نبوده بلکه خشونت آنها و وارد کردن خسارت به اموال مردم بوده است.

دوباره امانپور می پرسد:”خیلی ها از جمله روزنامه نگاران فقط به خاطر حضور در خیابانها و برخی نیز فقط به خاطر آمدن به خیابانها و نظاره کردن اوضاع زندانی شدند. “

و شما این بار پاسخ می دهید :

خیر! هیچ خبرنگار یا روزنامه نگاری به خاطر روزنامه نگاری زندانی نشده اما اگر روزنامه نگاری تحریک به خشونت کرده توسط دستگاه قضایی تحت پیگرد قانونی قرار گرفته اند.

این نامه را برای شما می نویسم که آدرس پرونده خودم ،همسرم و تعدادی از همکاران روزنامه نگارم را به شما بدهم .بروید به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب در خیابان شریعتی ،سری هم به شعبه ۱۵ در همین دادگاه بزنید.شما رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه هستد و حتما قاضی های محترم این شعبه ها پرونده های من و همکارانم را در اختیارتان می گذارند.

پرونده همسرم بهمن احمدی امویی را در شعبه ۲۶ ورقی بزنید .ببینید کی و کجا دست به تخریب اموال عمومی زده است؟نگاهی هم به پرونده مسعود باستانی در شعبه ۱۵ بیندازید.پرونده هنگامه شهیدی ،بدرالسادات مفیدی ، لی لی فرهادپور ،سعید لیلاز و احمد زید آبادی را هم فراموش نکنید .سری هم به شعبه سه بازپرسی اوین بزنید و پرونده شیوا نظر آهاری را درخواست کنید.کدامیک از اینها خشونت کرده اند یا دست به تخریب اموال عمومی زده اند؟ روزنامه نگارانی که فقط به خاطر فعالیت حرفه ای شان در زندان اند محدود به این چند نام نمی شود.

اگر وقت داشتید نگاهی هم به پرونده خودم که در حوادث پس از انتخابات ،شصت روز در زندان بودم و اکنون منتظر برگزاری دادگاه هستم ،بیندازید. پرونده ای که نمی دانم درکدام شعبه است اما پیدا کردنش نباید کار سختی باشد. اگر حتی یک نشانه کوچک بیاورید که دست به تخریب و خشونت زده ام و یا حتی تحریک به خشونت کرده ام ،داوطلبانه همه باقیمانده عمرم را در زندان اوین خواهم گذراند.

یکی از بازجوهای پرونده روزی در مذمت تخریب هایی که در خیابان ها صورت گرفته با من سخن می گفت که گفتم من هم این تخریب ها را محکوم می کنم اما نکند منظورتان این است که من و یا همسرم دست به تخریب زده ایم که حالا در زندان هستیم؟

بازجویی که خوشبختانه برخلاف بسیاری از بازجوهای بند ۲۰۹ همیشه خوشرو بود وخنده رو و در مقایسه با برخی از همکارنش تا حد زیادی مودب ،با خنده ای گفت :

“نه بابا !منظورم این نبود .تو و همسرت عرضه آتش زدن و تخریب نداری “

و من گفتم :”خدا را شکر می کنم که عرضه چنین کارهایی را نداریم .”

همه اتهاماتی که در پرونده بهمن احمدی امویی هست ،همه و همه مربوط به حرفه روزنامه نگاری اش است .شما گفته اید که هیچ روزنامه نگاری به خاطر حضور در تجمع به زندان نیفتاده است .یکی از مهم ترین اتهام های من و همسرم حضور در یکی –دو تجمع بوده است ،آن هم حضور به عنوان خبرنگار ،آن هم با دردست داشتن کارت خبرنگاری و حکم ماموریت از روزنامه هایی که برایش کار می کردیم.

اکنون بهمن به خاطر حضور در تجمع و به قول خانم امانپور نظاره کردن تجمع ها به زندان محکوم شده است .اتهام دیگر همسرم تبانی علیه امنیت ملی است و مصداق این اتهام مسوولیت وی در یک سایت اینترنتی-خرداد نو – است که فردای انتخابات تعطیل شده است .

می بینید !هر صفحه ای از پرونده اش را که ورق بزنید به شغل روزنامه نگاری اش باز می گردد ،به فعالیت های یک روزنامه نگار که منتقد و مستقل بوده است.

من از حقوق قضایی به اندازه شما سر در نمی آورم اما در همین مدت فهمیده ام که تبانی یعنی اقدام مخفیانه و من نمی فهمم چگونه از طریق فعالیت روزنامه نگاری و یا انتشار مطالب در یک سایت اینترنتی می توان کار مخفی کرد .هیچ چیز به اندازه کار روزنامه نگاری علنی هست ؟چگونه کار علنی رسانه ای تعبیر به تبانی و مخفی کاری علیه امنیت ملی می شود؟

باز هم اگر حوصله داشتید پرونده همسرم را ورق بزنید :لازم بوده که دلیل معنوی برای تبانی علیه امنیت ملی برایش ذکر شود .می دانید چه دلیلی به عنوان انگیزه معنوی جرم او مورد استناد قرار گرفته است :همکاری متهم با روزنامه های تندرویی همچون نوروز و یاس نو و خرداد .این ها نیز فعالیت های مطبوعاتی است .نه؟اما نمی فهمم چگونه همکاری با روزنامه هایی که ده –دوازده سال قبل با مجوز دولت منتشر می شده است ،اکنون مستند وقوع جرم همسرم در سال ۸۸ می شود.

حوصله کنید و پرونده اش را باز هم ورق بزنید .دلیل دیگری هم به عنوان رکن معنوی اتهام تبانی برای بهمن احمدی امویی ذکر شده است :او در تیرماه ۱۳۷۸ لحظاتی در تجمع دانشجویان در کوی داشنگاه به عنوان خبرنگار حضور داشته است و گزارش هایش نیز همان موقع در روزنامه ای که برایش کار می کرده ،به چاپ رسیده است .این می شود رکن معنوی تبانی بر ضد امنیت ملی در خرداد سال ۱۳۸۸؟

اتهامات دیگری نیز دارد ،مقالات انتقادی که در چارچوب قانون اساسی در باره دولت نهم نوشته است ،مصداق توهین به رییس جمهوری است و به خاطرش به حبس و شلاق محکوم شده است.

آقای لاریجانی !اکنون نزدیک به هفتاد روزنامه نگار در زندان های جمهوری اسلامی هستند و بسیاری از روزنامه نگاران چون من نیز با قرار وثیقه و در ناامنی کامل به سر می بریم .چون می ترسیم هر مقاله ای از ما دلیلی برای تبلیغ علیه نظام و یا تبانی بر ضد امنیت ملی قرار بگیردمن و اغلب همکارانم ترجیح می دهیم کمتر مقاله و یا گزارشی بنویسیم. در احساس ناامنی ما روزنامه نگاران همین قدر بس که این نامه سرگشاده را قبل از انتشار در اختیار چند نفر از همکارانم قرار دادم .همگی مرا از انتشار این نامه برحذر داشتند گفتند:”ممکن است به خاطر انتشار این نامه تحت تعقیب قرار بگیری و دوباره به زندان بروی .ممکن است پرونده ای که در دادگاه داری با نوشتن این نامه سنگین تر شود و به زندان طولانی تر محکوم شوی.”

آقای لاریجانی !من اما با وجود همه این توصیه ها این نامه را منتشر می کنم جون هنوز هم امیدوارم شاید با رسیدن صدای من به شما لحظه ای، فقط لحظه ای درنگ کنید و به عنوان رییس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه به فکر احقاق حق همکاران روزنامه نگارم بیفتید .من هنوز اندکی امید دارم .امید دارم که شما اندوهگین باشید که رکورد روزنامه نگاران زندانی را در جهان شکسته ایم و از چین یک میلیارد و اندی جمعیت پیشی گرفته ایم.من هنوز احتمال می دهم شاید شما واقعا از پرونده های روزنامه نگاران زندانی خبر نداشته باشید.

موسوی: مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است

میرحسین موسوی در گفت و گویی صریح با کلمه به سوالاتی که برای افکار عمومی و حامیان جنبش سبز پیرامون حوادث ۲۲ بهمن امسال و برخورد های خشونت آمیز صورت گرفته بوجود آمده بود پاسخ داده و مواضع خود را شفاف مطرح کرد.نخست وزیر امام در این گفت و گو همچنین در خصوص جنبش سبز مردم ایران و ادامه حرکت در مسیر راه سبز امید نکاتی را مطرح کردند.مهندس موسوی در این گفت و گو با انتقاد از راهپیمایی مهندسی شده در ۲۲ بهمن امسال که “تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند،طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند”تاکید کردند:”افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب”مهندس موسوی در این مصاحبه همچنین با انتقاد از برخی رویه های موجود در اداره کشور که منجر به ایجاد مشکل برای مردم شده است خاطرنشان کردند”ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند،
  خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود.ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند.ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد”نخست وزیر محبوب امام اما چشم انداز راه سبز امید را نیز در صحبت های خود ترسیم کرده وبار دیگر با تاکید بر حرکت جنبش سبز در چارچوب قانون اساسی تاکید داشتند”مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند.گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.سبز بودن یعنی
  «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر.جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است.هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد”

متن کامل گفت و گوی سایت کلمه با میر حسین موسوی به شرح زیر است:

۱۳۸۸/۱۲/۰۷

آن همه نیروی امنیتی برای ۵ هزار نفر؟!-غلامعلی رجایی

هفته ای که گذشت در جایی! و در جلسه ای! و با حضور عده ای! کارشناس خبره درباره بررسی ابعاد مختلف راه پیمایی 22 بهمن دعوت شده بودم یکی از کارشناسان به نکته جالبی اشاره کرد وگفت آنچه در ابتدای سخنانم می خواهم به آن اشارتی داشته باشم این است که در فرمایشات تمام دوستان دو نکته دیده می شد: یکی آنکه همه در راه پیمایی 22 بهمن شرکت داشته اند و دوم آنکه تمام دوستان نسبت به وضع موجود کاملا معترض اند.پس از این فرمایش یکی از اعضای جلسه گفت من با تمام اعضای خانواده ام در این راه پیمایی حضور داشتیم اما در جیب فرزندانم پارچه های سبز وجود داشت.

این روزها با پر رنگ شدن خبر دستگیری شرور ریگی توسط دوستان زحمتکش وزارت اطلاعات که به هر صورت که انجام شده باشد از الطاف خدا به مردم شریف ایران می باشد دامنه تبلیغات صدا وسیما در باره حضور میلیونی مردم در راه پیمایی ۲۲ بهمن کاملا فروکش کرده است.

آب آشامیدنی تهران در حد خطرناک و بحرانی

رسانه ها با تهدید دولت حق اظهارنظر ندارند

طبق نظر کارشناسان ذیربط، هم اکنون آب شرب تهران بدلیل اینکه حاوی مقدار متنابهی جیوه می باشد، به گونه ای بحرانی است که شهروندان تهرانی، با خوردن هر قطره آب، یك قدم به مرگ خود نزدیكتر می شوند.

به گزارش سامانه خبری «قلم پرس»، یکی از كارشناسان اظهارنظر کننده پیرامون وضعیت خطرناک آب تهران، ضمن اینکه از "نصب دستگاه تصفیه خانگیِ آب در منزل یکی از معاونین وزیر" سخن می گفت، خاطرنشان کرد " چطور است كه اگر مسئولین به سلامت آب تهران اطمینان دارند، خودشان شرط احتیاط را رعایت می نمایند؟"

بر اساس همین گزارش، در حالیکه وظیفه هر رسانه ای اطلاع رسانی می باشد، جای این سوال مطرح است که چطور توقع می رود در حالیكه جان هزاران شهروند تهرانی در خطر است، رسانه ها سكوت كنند و تهدید شوند كه «هرگونه اظهارنظر بی اساس درباره آب تهران پیگرد قانونی دارد.»

چندی پیش مرتضی تمدن استاندار تهران هشدار داده بود "برای اینکه هر دستگاه و شخصی نتواند درباره آب تهران اظهارنظر کند و مردم را بیهوده نگران و مضطرب سازد، مصوب کردیم هر که در مورد آب تهران ادعایی مطرح کرد، مسئولان قضایی از او دلیل و مدرک مستند بخواهند و اگر نتوانست ادعای خود را اثبات کند مورد پیگرد قانونی قرار گیرد."

مرندی وزیر سابق بهداشت درمان و آموزش پزشکی در همین رابطه خاطرنشان ساخته بود "در حال حاضر نمی توان وجود انواع فلزات سمی و خطرناک را در آب تهران انکار کرد و نمی توان با اطمینان گفت این آب، آبی آلوده نیست. آب تهران اکنون با آلاینده ها و فلزات سمی برای جان مردم مضر خواهد بود و باید برای از بین بردن این آلودگی ها اقداماتی انجام شود. به جز آنکه انواع آلودگی ها از جمله میکروب ها، ویروس ها، انگل ها و قارچ ها در آب تهران وجود دارد، این آب به خوبی تصفیه نمی شود. در یک جمله کاملاً آگاهانه می توان اظهار کرد آب تهران آلوده است و تردیدی در این آلودگی چه به لحاظ وجود میکروب ها و چه انواع فلزات سمی وجود ندارد."

شعر تازه ای از سیمین بهبهانی؛شاید بهار سبز ببارند

کلمه:شعر تازه ای از سیمین بهبهانی

خون دل و گلوله و باروت /
با آن سه رادمرد چه کردند /
آن هر سه ایستاده آزاد /
اینک اسیر تربت سردند/
مرد خدا و مصلح و استاد /
هریک زبان مردم خاموش- /
رفتند و چون تعرض فریاد /
دیگر به سینه باز نگردند /
ای زادگاه پاک من ای خاک /
ناگاه تخت سینه گشودی /
در خون خود تپیده درونت /
بسیار کودک و زن و مردند/
این جاهلان که دست به کارند /
گوش سخن نیوش ندارند /
رنج است این ! به سود چه راحت /
باصلح پیشگان به نبودند /
خودرو سوار و لوله افکن /
با تندباد مرگ بتازد /
چون باره گسیخته افسار /
برمردمی که راهنوردند /
برگرد آبگیر پر از اشک/
با قامت خمیده و لرزان /
تمثیل لاله های سیاهند /
این مادران که دختر دردند /
شاید بهار سبز ببارند /
شاید گیاه سبز بکارند /
دلزندگان سبز که بیزار /
از این خزان مرده زردند/

کروبی در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی: خود و خانواده ام آماده پرداخت هرگونه هزینه ای هستیم

سحام نیوز: مهدی کروبی در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی Corriere della Sera به سوالات خبرنگار این روزنامه پاسخ داد. مشروح این مصاحبه بدین شرح است:

۱- چند ساله بودید که به مبارزه علیه رژیم شاه پرداختید؟ چرا چنین کردید؟
– مبارزات من از سال ۱۳۴۱ شروع شد. ۲۴ یا ۲۵ ساله بودم و من به امام خمینی علاقه داشتم. از طرف دیگر پدرم انسانی مبارز بود. ایشان در جبهه ملی و در جنبش ملی نمودن صنعت نفت در ایران نیز حضوری فعال داشتند.

وخامت حال فواد شمس در زندان

جنبش راه سبز(جرس): وضعیت جسمانی فواد شمس دانشجوی رشته جغرافیای دانشگاه تهران رو به وخامت گذارده است.
فاتح شمس پدر این روزنامه نگار دربند با اعلام وضعیت نگران كننده فرزندش در زندان گفت:فواد از ناحیه فك و دندان با مشكلی جدی روبروست به نحوی كه دهان وی اكنون به شدت چرك كرده و نیاز به اقدامات فوری پزشكی دارد. پدر این دانشجوی دربند همچنین با بیان اینكه فرزندش بلاتكلیفی مداومی را در زندان تجربه می كند افزود:در حالی كه تحقیقات از فواد به پایان رسیده است وضعیت وی همچنان در مرحله ابهام قرار دارد و ما دقیقا نمی دانیم كه سرنوشت وی چه خواهد شد.

رهبری که مردم از او حرف نمی شنوند-مينو طباطبايي

وی در این جلسه این بار صراحتا اعلام کرد :« افرادي که قانون ‌ورأي اكثريت رانمي‌پذيرند ‌صلاحيت حضور درچارچوب نظام اسلامي را ازدست داده‌اند.»
رهبر باز هم خواستار این شد که « فتنه گران» هرچه زودتر توبه کنند .
اما به نظر می رسد مردمی که زمانی شعار "گوش به فرمان توایم خمینی" سرمی دادند حالا حرف های رهبر فعلی ایران را چندان جدی نمی گیرند.

علاج واقعه

20خرداد ماه اولین باری بود که میرحسین موسوی با ارسال نامه ای از آیت الله خامنه ای خواست که نظارتی بیشتر به انتخابات داشته باشد. وی در بخشی از نامه اش آورد:« از آنجا كه احتمال مي‌رود در واكنش به اقبال مردمي امواج جديد پرونده‌سازي و ارعاب مردم و ايجاد تهديد و جوسازي عليه فعالان و طرفداران اينجانب در دستور كار قرار گيرد. از جنابعالي مي‌خواهم به اعتبار مصلحت جمهوري اسلامي ايران اوامر لازم را جهت جلوگيري از فضاي ياد شده اعلام تا هوشياري لازم در نهادهاي مسوول به وجود آيد.»
او در این نامه هشدار داد که می خواهند سلامت انتخابات را به خطر بیندازند .

۱۳۸۸/۱۲/۰۴

ایجاد مزاحمت برای فائزه هاشمی توسط بسيج

لينك دانلود
http://www.4shared.com/file/228375493/c771dd2f/aziat_kardan_faezeh_hashemi_ta.html

دو ویدیو که روز بعد از حملهٔ بسیج و نیروهای ویژه به کوی دانشگاه گرفته شده اند

لينك دانلود
http://www.4shared.com/file/228188797/ffa84968/baad_az_hamleh_be_koy_daneshga.html
http://www.4shared.com/file/228188832/7e711250/bad_az_hamleh_be_koy_daneshgah.html

علیرضا بهشتی: مهندس موسوی در سلامت كامل است

پارلمان‌نیوز: از صبح امروز بار دیگر رسانه های نزدیك به دولت خبر سكته مهندس موسوی را منتشر كرده و اعلام كردند كه وی در بیمارستان است.

علیرضا بهشتی فرزند آیت الله بهشتی كه به تازگی از زندان اوین آزاد شده در گفتگو با سلام ضمن تكذیب این خبر از سلامتی كامل مهندس موسوی خبر داد.

هنوز علت دقیق اعلام این خبر از سوی رسانه های نزدیك به دولت مشخص نیست ولی برای چندمین بار خبر بیماری نخست وزیر دوران امام(ره) از سوی رسانه های حامی دولت كذب بود.

آيت‌الله بيات زنجانی: قدرتی که نتوان با آن حقی را احياء کرد، مشروع نيست

جنبش راه سبز (جرس) :«قدرت وسيلۀ احقاق حق است و اگر نتوان با آن حقی را احياء کرد، آن قدرت مشروعيت خود را از دست می‌دهد، ولو آنکه کسانی بخواهند برای آن مشروعيت بسازند.»
به گزارش«پارلمان‌نيوز»، آيت‌الله بيات زتجانی در ديدار با جمعی از جوانان اصلاح طلب، پس از استماع سخنان حضار، از طرح سئوالات شفاف و مواضع روشن آنان تشکر کرده و آن را نشانۀ دلسوزی آنان دانست.
وی گفت:«بيان دغدغه‌ها در فضای کنونی جامعه، تداعی‌گر يک ماجرای تاريخی است؛ اينکه در ظهر عاشورا، چه دليلی وجود داشت تا امام حسين بن علی(ع) به نماز بايستند و حتی در اين راه، عده ای از ياران ايشان هم هدف تيرهای دشمن قرار گرفته و به شهادت برسند؟ هدف امام(ع) از اين کار در آن لحظۀ تاريخی و سرنوشت‌ساز چيست؟ چرا در زيارتنامه تأکيد شده است که "أشهد أنّک قد أقمت الصلوة"؟ دليل اين کار اين است که سيد‌الشهداء عليه‌السلام می‌خواهد تبليغات امويان مبنی بر خروج آن حضرت و يارانش از دين خدا را نقش برآب کند و مظلومانه ندايش را در تاريخ ثبت کند که ما مسلمانيم و به دست کسانی به شهادت رسيده‌ايم که به ظاهر مسلمان بوده و خود را قائل به حفظ ظواهر اسلامی می دانسته اند.»
وی افزود: «در نگاه اميرالمومنين(ع)، قدرت وسيله‌ای است برای احقاق حقوق آحاد جامعه. حال اگر در جامعه‌ای اين قدرت از وسيله بودن خارج شده و تبديل به يک هدف شود، به خصوص اگر اين اتفاق در يک جامعه مسلمان رخ دهد که حاکمان آن نيز در پی حفظ ظواهر دينی هستند، در نهايت همان اتفاقی خواهد افتاد که در کربلا افتاد. شاهد اين قضيه عبارات اميرالمومنين(ع) در اواخر خطبۀ شقشقيه است.»
آيت الله بيات زنجانی تاکيد کرد:«قدرت وسيلۀ احقاق حق است و اگر نتوان با آن حقی را احياء کرد، آن قدرت مشروعيت خود را از دست می‌دهد، ولو آنکه کسانی بخواهند برای آن مشروعيت بسازند.»
اين مرجع تقليد افزود:« اينکه گاهی ديده می شود در جامعۀ ما برخی با منتقد همانند معاند رفتار می‌کنند، دليلش کاملاً روشن است چراکه قدرت برای آنان هدف است، نه تعاليم دينی و پياده سازی آنها. لذا برای دستيابی به اين هدف، برخی با هر توجيهی که شده می‌خواهند منتقدين خود که عمدتاً از سر دلسوزی لب به نقد گشوده اند را سرکوب کنند. اين يک موضوع تکراری است و در تاريخ هم نمونه‌های فراوانی از اين ماجرا وجود دارد.»
آيت الله بيات زنجانی با اشاره به اينکه در سه دوره يعنی ده سال حکومت پيامبر(ص)، پنج سال حکومت امام علی(ع) و يک سال حکومت امام حسن(ع)، يک مورد نمی توان يافت که کسی به صِرف متهم بودن، تحت تعقيب قرار گرفته يا بازداشت شود، تاکيد کرد: «نه تنها با صرف وجود اتهام کسی بازداشت و از حقوق اجتماعی محروم نمی‌شد، بلکه حتی افرادی می نشسته و جلساتی برگزار و توطئه چينی می‌کردند و سخنانی بر عليه اميرالمومنين(ع) می‌ گفتند، ولی مادامی‌که دست به کار فيزيکی نزده بوده و دستشان آلوده به خون ديگران نشده بود، امام با آنان برخورد نمی‌کرد. برخی از اين نوع رفتار به امام گلايه می‌کردند ولی امام در پاسخ می‌فرمود: آنها کاری نکرده‌اند که حکومت حاکم با آنان برخورد کند.»
وی افزود:«در تاريخ يک نمونه را نمی‌توان يافت که اميرالمومنين(ع) در جنگها، پيش از طرف مقابل، شمشير کشيده و جنگی را آغاز کرده باشد. حتی يک نمونه در سيرۀ معصومين نمی‌يابيد که کسی مثلاً از امير المؤمنين(ع) پرسش يا انتقادی نموده و امام با آن برخورد کرده باشد.» اين مرجع تقليد ضمن توصیۀ حضّار به مطالعۀ تاريخ اسلام، اظهار داشت:« شما به عهدنامه مالک اشتر مراجعه کنيد. در آنجا امام(ع) می‌فرمايد: اگر کسی در جامعه‌ای نتواند بدون دغدغه سئوال خود را طرح کند، اين را بايد نشانۀ مرگ آن جامعه دانست.»
آيت الله بيات زنجانی تصريح کرد:« اينکه سئوال می کنند آيا در نظام افرادی وجود دارند که نتوان از آنها سئوال کرد، جوابش منفی است. برای نمونه به صحيفه نور نگاه کنيد. در نظام ما کسی بالاتر از امام خمينی(ره) که نبوده است. ما در مجلس نامه‌ای به آن بزرگوار نوشتيم و از ايشان سئوال هم داشتيم وآن بزرگوار، پدرانه و بزرگوارانه جواب نامۀ ما را داده‌اند.»
اين استاد حوزه علميه در ادامه اظهار داشت:« وقتی بحث مطلقه بودن ولايت فقيه طرح می‌شود، برخی اين "مطلقه" را به معنای فوق قانون بودن برداشت می‌کنند در حاليکه چنين معنائی نمی‌دهد و مقنن هم هيچگاه چنين چيزی را مراد نکرده است. در اينجا "مطلقه" در برابر "مقيده" است و معنای فوق قانون بودن را نمی‌دهد. بحث بر سر برداشت‌های مختلف از يک کلام و ايدۀ اساسی است.» آيت الله بيات زنجانی با ذکر مثالی ادامه داد:« يقيناً قرآن کريم، کتابی آسمانی است که به واسطه جبرئيل از سوی خداوند بر قلب پيامبر نازل شده است ولی زمانی اميرالمومنين(ع) مفسر آن است و زمانی هم عمروعاص دست به تفسير آن زده است. آيا هر دو تفسير يکسان است؟ اين مطلب را در پاسخ به افرادی عرض می‌کنم که می‌گويند مشکل در قانون اساسی است. بنده اين مطلب را قبول ندارم بلکه عرض من اين است که با تفسير درست و عقلائی همين قانون اساسی، می‌توان کشور را به خوبی اداره کرد. ولی وقتی برخی آقايان تفاسير من عندی را وارد می‌کنند و مثلاً با ايده‌ای مانند همين نظارت استصوابی چنين عمل می‌کنند و در نتيجه وضع جامعه همينی می‌شود که همه شاهد آن بوده و هستيم و طبيعاً مشکلاتی به وجود خواهد آمد که جبران آن يا سخت و يا غير ممکن خواهد بود.»
وی تاکيد کرد:«من عمده مشکلات بوجود آمده در کشور را ناشی از تفسيرهائی مانند نظارت استصوابی می‌دانم و معتقدم طراحان اين نوع نظارت در پيشگاه خداوند مسوولند و فردای قيامت بايد به خاطر تضييع حق اين همه افراد پاسخگو باشند.» آيت الله بيات زنجانی خاطرنشان کرد:« بايد بر قانون اساسی با تفسير امام خمينی(ره) تأکيد کرد و اين تفسير را با ذکر شاخص‌ها بيان نموده و تشريح کرد که نظريه و تفسير حاکم در جامعه، با نظريه و تفسير امام(ره) از قانون اساسی در تضاد است. امام(ره) به وضوح و به کرّات می‌فرمود که نظاميان حقّ دخالت در کارهای سياسی را ندارند. امام(ره) تاکيد داشت: سئوال از مسوولين بايد در جامعه نهادينه شود. امام(ره) می فرمود: مجلس در رأس قواست. امام(ره) می‌فرمود: چه من در بين شما باشم و يا نباشم، نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. امام(ره) می‌فرمود: ميزان رأی ملت است. اينها همه کليدهايی از انديشۀ امام(ره) است که امروز عامدانه فراموش شده است؛ چون در بسياری از مواضع، قدرت تبديل به هدف شده است، نه وسيله. همۀ ما اعم از حوزوی و دانشگاهی بايد مفاهيم اساسی و مورد نياز جامعه را درست و علمی تبين کنيم و اگر اين تکليف را درست انجام ندهيم، مسووليم، چون زمينه را برای تضييع حقوق افراد باز گذاشته‌ايم.»

عیادت خاتمی از علی کروبی

روز گذشته سید محمد خاتمی به منزل علی کروبی رفت. رئیس جمهور سابق کشورمان که به قصد عیادت از فرزند مهدی کروبی به منزل وی رفته بود، وقایع رخ داده در روز ۲۲بهمن را غیر قابل تصور یاد کرد.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز، در این دیدار که مهدی کروبی نیز حضور داشت علی کروبی با شرح بخشی از رفتار ناپسند و به دور از انسانیت نیروهای لباس شخصی با وی به خاتمی گفت:” متاسفانه افرادی با نام حکومت و اسلام به جان مردم افتاده اند و از هرگونه رفتار غیر انسانی و غیر اخلاقی در جهت خواسته خود استفاده میکنند.”

علی کروبی در بخشی دیگر به ناسزاها و رفتارهای این افراد پرداخت و از توهین هایی که به وی شده بود آن هم توسط عده ای با نام بسیجی و پاسدار و … شدیداً متاثر بود.

سید محمد خاتمی نیز روز ۲۲ بهمن امسال را شگفت آور برشمرد.وی گفت:”هنگامی که جهت شرکت در مراسم ۲۲بهمن به محل برگزاری رسیدم،عده ای از لباس شخصی ها مرا محاصره کرده و شروع به ناسزا گفتن و استفاده از کلمات رکیک نمودند که این فحاشی ها برای من غیر قابل باور بود که در این هنگام اجباراً سوار بر ماشین شدم و هنگام خروج از محل مراسم با حمله به من شیشه عقب ماشین راشکستند”.

خاتمی در ادامه افزود: بیشتر از اینکه از رفتار این افراد متاثر باشم؛متعجب بودم که چرا در چنین روزی و از زبان افرادی منتسب به حکومت اسلامی باید این الفاظ و رفتارها بروز نماید”.
محمد خاتمی در پایان این دیدار قرآنی را به رسم یادبود به علی کروبی اهدا نمود.

چند نکته در رابطه با فیلم پخش شده از وقایع کوی دانشگاه

دوست دارم چند نکته در رابطه با فیلم پخش شده از وقایع کوی دانشگاه توسط بی بی سی فارسی را با شما در میان بگذارم.

به نظر شما هدف از پخش این فیلم توسط نیروهای سرکوبگر بعد از این مدت چی میتونه باشه؟وچرا بعد از راه پیمایی میلیونی 22 بهمن که حجت باز هم بر همه تموم شد اقدام به پخش این فیلم شده است زیرا بر همگان کاملا واضح و اشکار است که کسی که از این صحنه های سراسر خشونت آمیز فیلم برداری کرده و توانسته وارد محیط کوی شود از جایگاه کم اطلاعاتی و امنیتی نمی توانسته برخوردار باشد و این احتمال بسیار اندک است که این برادر ارزشی که خود نیز با تمام توان در این سرکوب حضور دارد هم اکنون متحول شده و حاضر به ارسال این فیلم برای شبکه ای شود که از دیدگاه این افراد کاملا خط مشی اش برای حکومت شناخته شده است.بعلاوه چرا فیلم بردار هنگام ورود به داخل کوی اعلام می کند که سردار رجب زاده فرمان این حرکت را صادر کرده در حالی که وی در روز های قبل از سمت خود به نوعی کنار گذاشته شده است.مگر این فرد به سفر تفریحی می رفته که در ان نام افراد را ذکر می کند چرا اسمی از دیگر فرماندهان برده نشده که اسمشان بیشتر هم اکنون بر سر زبانهاست.
به نظر شما غیر از وزارت اطلاعات یا دیگر نهادهای امنیتی فرد دیگری این توانایی را دارد که این فیلم را به دست بیاورد و این ریسک را بپذیرد که این فیلم را برای بی بی سی فارسی بفرستد در حالی که براحتی می داند که قابل شناسایی ست و در مدت زمان کوتاهی دستگیر می شود.
واقعا هدف از ارسال این فیلم و منتسب کردن آن به فردی که به نوعی هم اکنون از مسند قدرت کنار گذاشته شده است چه اهدافی را دنبال می کند؟
گویی این فیلم با ذکر نام این فرد در آن برای روزی کنار گذاشته شده بود.
با تشکر میثم

هاشمی رفسنجانی در افتتاحیه اجلاس مجلس خبرگان رهبری خواستار دلجویی از آسیب‌دیدگان حوادث اخیر شد

کلمه:رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به حوادث بعد ازانتخابات و اتفاقاتی که بین دو اجلاس اخیر مجلس خبرگان در جامعه رخ داد،‌خواستار دلجویی از آسیب‌دیدگان حوادث اخیر شد.

وی پیش از این نیز در خطبه‌های نماز جمعه ۲۶ تیرماه این خواسته را اعلام کرده بود.

به گزارش ایلنا، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی که در افتتاحیه هفتمین اجلاس دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری سخن می‌گفت، با تسلیت درگذشت آیت‌الله فاکر از نقش وی در مبارزات قبل از انقلاب تجلیل کرد و او را هم‌سنگر خود در طول سالیان دراز دانست و گفت: ما در طول سالیان دراز به ایشان عادت کرده بودیم چه در زندان و چه در مجلس خبرگان.

وی هم‌چنین با تسلیت شهادت امام یازدهم گفت:‌ بعد از شهادت ایشان امت اسلامی از امام راحل خود محروم شد، اگرچه امام غایب (حضرت مهدی عج) که خداوند ایشان را ذخیره کرده بود برای امت‌اسلامی موجود است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: حضرت مهدی مانند خورشیدی پشت ابرها هستند و در شرایط ضرورت از افاضات ایشان بهره می‌گیریم.

هاشمی رفسنجانی بخش دیگری از سخنان خود را به تحولات جامعه اختصاص داد و با اشاره به حوادثی که در فاصله بین دو اجلاس خبرگان که وی آن را حوادث ناگوار در کشور نامید، گفت: در فاصله دو اجلاس حوادث ناگواری در کشور رخ داد که بی‌سابقه بود که این حوادث باعث اختلافات و احیانا کینه‌هایی در دل شد و حوادثی رخ داد که هیچ دل مسلمانی نمی‌تواند از آن راضی باشد. در این میان آسیب‌هایی به خانواده‌های معترضین و هم ماموران رسید که باید نسبت به این موضوع اظهار تاسف کرد و به آنها رسیدگی کرد.

وی اظهار امیدواری نمود که در جامعه که علائمی از وفاق و همدلی به چشم می‌خورد به آن نقطه برسیم که مطمئنا این نقطه دور از دسترس نیست.

رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به حضور گسترده و معنادار مردم در نهم دی ماه و ۲۲ بهمن این حضور را نشانه‌ای از بهتر شدن وضع همدلی در کشور نامید و در همین زمینه خاطر‌نشان کرد: در ۲۲ بهمن انصافا نمایش خوبی از هوشیاری مردم که انقلاب متعلق به آنها است، نشان داده شد.

وی با بیان اینکه نقش مردم در انقلاب بیش از‌همه است، اظهار داشت:‌ البته امام راحل و شاگردان ایشان و عوامل الهی نیز دست‌اندرکار انقلاب بودند ، ولی آنچه که انقلاب را به ثمر رساند حضور مردم بود و آنچه به انقلاب تاکنون مصونیت بخشیده حضور مردم در صحنه است و خوشبختانه با حضور خوب مردم در ۲۲ بهمن تبلیغات سهمگین دشمن بی‌اثر شد.

رئیس مجلس خبرگان رهبری با تاکید مجدد بر نقش اساسی مردم در حفاظت از انقلاب تاکید کرد: ۲۲ بهمن امسال با ۲۲ بهمن سال‌های گذشته تفاوت داشت و مردم در شرایطی حضور معنادار خود را اعلام کردند که جامعه و اسلام بیشترین نیاز را به آنها داشت.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به شرایط منطقه و موج سهمگین تهاجماتی علیه جمهوری اسلامی وجود دارد اشاره کرد و گفت: آمریکا حضور کم‌سابقه‌ای در منطقه برای فشار به جمهوری اسلامی دارد که این حضور سابقه نداشته است و اکنون آنها ادعا می‌کنند ایران به سمت دیکتاتوری نظامی می‌رود که این صحبت‌ها معنادار است.

وی ادامه داد: اگر حضور مردم نبود شاید بعضی از ساده‌ها باور می‌کردند که مردم نیستند، ولی مردم نشان دادند که این تبلیغات، نادرست است.

هاشمی رفسنجانی به گزارش اخیر مدیرکل جدید آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای اشاره کرد و آن را گزارش بسیار تلخ و منفی دانست و گفت: ما سابقا از آقای البرادعی گله‌مند بودیم که چرا حقایق را به صورت شفاف نمی‌گویند، ولی مدیرکل جدید آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای تمام ابهاماتی که قبلا درباره ایران مطرح می‌شد، اعلام کرد و بلافاصله بعد از انتشار گزارش دولت‌های غربی که از قبل برای چنین گزارشی آماده بودند و از آن نیز باخبر بوده از این گزارش استقبال کردند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به تهدیدهای فوق‌العاده و اعلام تحریم‌های فلج‌کننده از سوی دول غربی گفت: سیاسیون می‌دانند معنی تحریم‌های فلج‌کننده چیست، البته فضاحت این گزارش تاکنون سابقه نداشته است. البته با دیدن موج حضور مردم تا حدودی تهدیدها فروکش کرده، ولی نمی‌توانیم مطمئن باشیم این فروکش کردن آرامش قبل از سوختن نباشد.

وی با اشاره به مسائلی در خصوص مذاکره آمریکا با ایران این مذاکره را از سوی آمریکا بیشتر بر سر مبادله اورانیوم دانست و این‌گونه مذاکره را بیشتر بر سر تسلیم ایران قلمداد کرد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به قانون هدفمند کردن یارانه‌ها گفت: در آستانه اقدام بزرگی هستیم و آن قانون هدفمند کردن یارانه‌ها است که دولت از سال آینده اعلام کرده آن را اجرا می‌کند که البته این یک جراحی بزرگ است که عوارضی برای کشور خواهد داشت، هرچند اگر درست اجرا شود عوارض آن کوتاه‌مدت خواهد بود و امیدواریم نتایج این طرح به شیرینی تبدیل شود.

آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی در ادامه سخنان خود در افتتاحیه اجلاسیه مجلس خبرگان رهبری با اشاره به ناکامی آمریکایی‌ها در کشورهای اطراف ایران خاطر‌نشان کرد: آخرین کار آنها در عراق تلاش برای وارد کردن بعثی‌ها به مجلس این کشور بود که برای آن پول زیادی خرج کردند و از کشورهای عربی هم حمایت کردند ولی اصرار عراقی‌ها به خصوص شیعه‌ها اجازه نداد که این کار انجام شود و تبلیغات جواب نداد.

وی افزود: آمریکایی‌ها گاهی حرف‌های تندی هم می‌زنند که انشاءالله خیال‌پردازی باشد و امیدواریم این دستاورد بزرگ مردم عراق که قانون، پارلمان و انتخابات خوبی به دست آورده‌اند، ادامه یابد.

رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به تحولات غزه و لبنان گفت: در این منطقه سرشان به سنگ خورد و هم‌اکنون بحث‌شان بر سر این است که چگونه جنایات رخ داده را از دامن اسرائیل پاک کنند زیرا گزارش گلدستون آنها را خیلی گیر انداخت. همچنین از لبنان دوباره صدای جنگ می‌آید و حزب جنجالی مسیحی سخنان سید حسن‌نصرالله که حرف دل مسلمانان را زد درباره آن گفتند” او چه حقی دارد که این حرف‌ها را بزند و اسرائیل را تهدید به جنگ کند“ و این در حالی است که خود اسرائیل چنین تهدیدی را مطرح کرده است و اگر هم شرارتی در لبنان شد (اسرائیلی‌ها) جواب سخت‌تری می‌گیرند.

هاشمی‌‌رفسنجانی در ادامه با بیان اینکه آمریکایی‌ها در افغانستان شمشیر را از رو بسته‌اند و مناطق مسکونی را هدف قرار می‌دهند به تحولات این کشور اشاره کرد و یادآور شد: در این کشور اعتراضات بلند شده و رئیس سنا می‌‌گویدکه نمی‌توانم کار خود را ادامه دهم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین درباره آتش‌بس در یمن اظهار داشت: خیلی‌ها معتقدند این آتش‌بس موقتی بوده و صرفا برای خطر القاعده است.

رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه سخنان خود درباره حضور نیروهای نظامی بیگانه در منطقه تصریح کرد: این لشگرکشی‌ها علائم دیگری است که آنها می‌خواهند ناکامی‌ها را به پای ایران بریزند و به مردم آمریکا و اروپا بگویند که ایران عامل آنها و حامی ترور است در حالی که هیچ کشوری مانند ایران قربانی ترور نبوده و مظلوم‌ترین قربانی ترور را حامی ترور می‌نامند.

وی با اشاره به میدان دادن به منافقین از سوی آمریکا و حضور آنان در پارلمان اروپا گفت: گاهی اوقات آنها (منافقین) از حرف‌های نسنجیده ما استفاده می‌کنند و سند می‌آورند.

هاشمی‌رفسنجانی با بیان اینکه غربی‌ها نمی‌توانند روی مردم ایران حساب کنند که تا چه اندازه از انقلاب دفاع می‌کنند، اظهار داشت: ممکن است هر بار با دعوت رهبری مردم بیایند اما این بار خودشان آمدند و از ابتدا حضور یافتند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر حفظ هوشیاری با توجه به حضور نیروهای چند ملیتی در منطقه خاطر نشان کرد: مردم ما نشان دادند که هوشیارند و ما نیز باید آمادگی داشته و جواب تبلیغات آنها را بدهیم و یکی از مهم‌ترین کارها این است که همدلی و وحدت را در مردم تقویت کنیم.

وی ادامه داد: نمی‌گویم همدلی در اکثریت مردم نیست اما یک جریانی هم وجود دارد و لذا باید این همدلی تقویت شود.

رئیس مجلس خبرگان رهبری یادآور شد: عده‌ای از اول مخالف اصل نظام بودند که اکنون هم هستند و زاد و ولد کرده‌اند و عده‌ای هم شاید فریب خوردند و مسائلی پیش آمد ولی آنهایی که اسلام، حاکمیت آن و مکتب اهل‌بیت که دستاورد انقلاب است و قانون اساسی که یادگار علمای صدر انقلاب و سند محکم بین وفاداران نظام است، باید این قانون اساسی، اهل‌بیت، ولایت و رهبری را محور قرار دهند و کسانی که اینها را قبول ندارند بحث دیگری دارند که اکثریت نیستند.

هاشمی‌رفسنجانی تاکید کرد: برای ما مهم است که این مجموعه را در صحنه نگه داریم و کاری نکنیم تیرهایی که نباید به سمت رهبری و نظام برود، به آن سمت رفته و ایشان سیبل شود و من بیش از همه می‌دانم که رهبری می‌خواهند صحنه خیلی داغ نشود و کسی آسیب نبیند همان‌طور که بعد از حادثه کهریزک ایشان بیانیه زدند، درخواست دلجویی کردند و دستور مجازات عاملان آن را دادند.

هاشمی رفسنجانی تصریح کرد: رهبری الان هم مراقب هستند تا طغیان پیش نیاید و حرف‌های بیخودی زده نشود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با اشاره به فضای سیاسی در کشور گفت: بین وفاداران انقلاب و ساختارشکنان که با قانون‌ اساسی یا رهبری مشکل دارند، مرز وجود دارد که این مرز جعلی نیست و نباید اجازه دهیم مخدوش شود.

هاشمی‌رفسنجانی اکید کرد:تردید ندارم کسانی که اصول قانون اساسی را قبول دارند می‌خواهند این مرز را رعایت کنند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه وظیفه اصلی اعضای این مجلس حفاظت از انقلاب است تصریح کرد: ما باید بیش از دیگران حساس باشیم و برای وحدت ،متفرق نکردن و جلوگیری از افراط و تفریط و رفعت اسلامی همراه با حکمت اسلامی تلاش کنیم.

هاشمی رفسنجانی گفت: امروز کسی را بهتر از رهبری نمی‌شناسم که محور این وحدت باشد که البته همه می‌توانند موثر باشند واگر ایشان راه را بر عهده بگیرندکه گرفته‌اند از طریق راهنمایی ایشان خبرگان که نفوذ زیادی در مردم دارند می‌توان حرکت کرد.

هاشمی رفسنجانی با ابراز تاسف از عدم حضور آیت‌الله یزدی نایب رئیس مجلس خبرگان برای دومین بار در این اجلاسیه اظهار داشت: طبق اطلاع فرزند ایشان وی در بیمارستان بستری است.

مجمع تشخیص مصلحت نظام در پایان سخنان خود با تبریک به آب انداختن ناوشکن جماران و تبریک این مناسبت به صنایع نیروی دریایی خاطرنشان کرد: ۲۰ سال روی این طرح بررسی شد واز سال ۷۶ کار آن شروع شد تا خودمان ناوشکن داشته باشیم البته قرار بود در ابتدا یک ناوشکن در دریای خزر داشته باشیم که در آن بخش هم کارهایی انجام می‌شود و امیدواریم از این نوع توفیقات زیاد داشته باشیم.

۱۳۸۸/۱۲/۰۳

بيانيه مهدي كروبي در خصوص حوادث روز 22 بهمن

مهدی کروبی در پیامی به ملت ایران در خصوص حوادث روز ۲۲بهمن بیانیه ای به شرح ذیل صادر نمود:

بسمعه تعالی

مردم بزرگ و آزاده ایران

از حضور فراگیر و گسترده شما به رغم فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم در مراسم ۲۲ بهمن امسال عمیقا سپاسگزارم. امسال اگرچه مراسم ۲۲ بهمن با دعوت همه جناح‌های سیاسی و شخصیت‌ها و مراجع عظام، با امید گشایش روزنه‌هایی به سوی حل بحران و مشکلات ملی انجام پذیرفت، اما متاسفانه جریان تمامیت‌خواه و خشونت‌طلب می‌کوشد با استفاده از صدا و سیما و رسانه‌های دولتی و شبه‌دولتی خود، با بی‌اخلاقی تمام و وارونه‌سازی واقعیت و پنهان‌کردن وحشی‌گری‌های جانبی و فضای امنیتی حاکم بر این راهپیمایی، آن‌را به نفع خود مصادره کند. جریان خشونت‌طلب می‌خواهد از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان امکان پذیر شد، برای پاک‌کردن آثار ناشی از زندانی‌کردن‌ها و جنایت‌ها و شکنجه‌ها و کشتارهای خیابانی بهره برد. می‌خواهد چادری از مغلطه و کژنمایی بر این جنایات و وحشی‌گری‌های خود بکشد. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال درحالی برگزار شد که نیروی‌های نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کرده‌بودند. آن‌ها با هر حرکت و نشانه‌ای از عدم موافقت با وضع موجود، به‌شدت برخورد‌ می‌کردند و آن‌را خفه می‌کردند. طرفه آن‌که، حتی یک تصویر از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجک‌های اشک‌آور و ضرب و شتم شما مردم، در رسانه‌های داخلی نشان داده‌نشد! گویا چشمانشان، با پرده‌هایی از گمراهی پوشیده شده که گمان می‌کنند که توانسته‌اند بر خاطره جمعی مردم پرده فراموشی بکشند و با مصادره تمام و کمال این مراسم ملی و مذهبی و انقلابی به نفع خود، مستمسکی برای ادامه جریان «سلب حقوق حقه مردم» فراهم کنند. حال آن‌که بدون دعوت جریان‌های سیاسی و حضور مردمی، راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، به راهپیمایی بی‌رمق یگان‌های نظامی و امنیتی تبدیل می‌شد و امکان چنین بهره‌برداری تبلیغاتی برای ایشان فراهم نمی‌آمد.

همه ما می‌دانیم که حضور شما مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، به یقین نه به دلیل علاقه‌تان به سیاست‌های سرکوب و پرکردن زندان‌ها که به‌دلیل علایق ملی و عشق‌تان به ایران، انقلاب و امام بود. شما مردم خوب کشورمان در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی شرکت نکردید تا با کتک‌زدن مردم بیعت کنید. شما مردم مومن کشور ما بهتر از هرکسی می‌دانید که ریختن خون بی‌گناهان با مبانی دین و اخلاق‌تان سازگار نیست. مگر مولای ما علی (علیه‌السلام) برای تقویت حکومت خود زندان‌هایش را پرمی‌کرد؟ شما مردم شهید داده کشورمان، راضی به سرپوش گذاشتن روی جنایات کهریزک و مجتمع سبحان و خوابگاه‌های دانشجویی و بی‌حرمتی به مراجع نیستید و حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن هم، تاییدی بر آن جنایات نبوده‌است. با این‌حال کسانی که حداکثر تلاش خود را برای مهندسی تظاهرات ۲۲ بهمن به‌کار بردند و از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند، باید دلیل خالی ماندن میدان آزادی را به هنگام سخنرانی، علی‌رغم استفاده از این همه نیرو و بسیج نیروهای انتظامی و نظامی خود توضیح دهند. مگر می‌شود تصور کرد که مردمی چنین فهیم، دلیل حضور ده‌ها‌هزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان‌ها را ندانند؟ آیا فکر می‌کنند مردم فشار نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی‌ها با قمه و باتوم و گاز فلفل، برای جلوگیری از پیوستن خدمتگزاران نظام و ایران به خیل خروشان‌شان را نمی‌بینند؟ آیا تصور می‌کنند که مردم متوجه ترس و ضعف حاکمیت نشده‌اند؟

مردم عزیز، حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال قابل تحلیل نیست، مگر آن‌که صف‌آرایی‌های دو گرایش عمده در این تظاهرات، مستقل از هم، نمایش داده و ارزیابی شود. ما با دوگرایش روبرو هستیم. یکی گرایشی است که از حق اجتماع و راهپیمایی مردم که در اصل ۲۷ قانون اساسی نیز بر آن تصریح شده، می‌هراسد و برای‌همین روز راهپیمایی ملی، تهران را به پادگان تبدیل می‌کند. گرایشی که فقط حضور طرفداران خود را در راهپیمایی برمی‌تابد و ملت را مجموعه‌ای از افراد طرف‌دار و تابع خود می‌داند و بقیه مردم را، حتی اگر اکثریت نیز باشند، خس و خاشاک می‌خواند. اما سوی دیگر، گرایشی است که شما را با همه تنوع و رنگارنگی اعتقادی‌تان، فارغ از ویژگی‌های جنسیتی و قومیتی و فرهنگی و طبقاتی، به رسمیت می‌شناسد. گرایشی که مردم را نه صرفا به میدان آزادی، بلکه به نشستن سر سفره آزادی فرامی‌خواند. لذا برای ازمیان رفتن پرده‌های گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیت‌خواه، براساس آموزه‌های مرادم امام خمینی(ره)، دو پیشنهاد دارم. پیشنهاد اولم این است که همان‌طور که حضرت امام در سال ۱۳۴۱ فرمود «حاکمیت یک میتینگ در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه متینگ بدهند»، می‌خواهم براساس حق مسلم مردم، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود تا اقلیت و اکثریت مشخص شود. امنیتش را هم خودمان تامین می‌کنیم و تضمین می‌دهیم که این راهپیمایی با پرهیز از هرگونه شعار ساختارشکن برگزار شود؛ یک راهپیمایی آزاد، آن‌هم یک‌بار برای همیشه، تا وزن هر گرایش در جامعه ما، بی‌فشار و تهدید روشن شود.

اما پیشنهاد دوم: درحالی‌که جریان تمامیت‌خواه می‌خواهد راهپیمایی ۲۲ بهمن را به رفراندومی برای تایید سیاست‌های خشونت‌آمیز و ضدمردمی خود تبدیل کند، پیشنهاد می‌کنم که براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، رفراندومی برای برون‌رفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد. دخالت‌هایی که به‌نام نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفته‌است و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشته‌است. این دخالت‌هاست که مانع برگزاری یک انتخابات آزاد ریاست‌جمهوری و تشکیل یک مجلس خبرگان و شورای اسلامی مستقل می‌شود. این چگونه مجلس مستقلی است که نمایندگان ملتش، از ترس نظارت شورای نگهبان، مجبورند که هربار بیانیه‌هایی برای محاکمه دلسوزان کشور تنظیم می‌شود، آن‌را امضا کنند؟ کارنامه انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان داد که این، تنها رفراندوم است که می تواند راهگشای ما برای عبور از این تنگناها باشد. در کنار حضور مجلسی مستقل است که اصول مربوط به منافع و حقوق اساسی ملت مانند آزادی رسانه‌ها و مطبوعات، اصلاح شرایط برگزاری دادگاه‌های سیاسی و … هم تامین می‌شود. و نیز این گونه مجلسی، فارغ از سایه حاکمیت شورای نگهبان است که وزن نیروهای سیاسی در جامعه را روشن خواهد کرد، نه جوسازی و تمهیدات دولتی و هزینه‌های میلیاردی، چنان‌که در ۲۲ بهمن امسال دیدیم.

والسلام
مهدی کروبی
سوم اسفند

فیلم منتشر نشده ای از حمله به کوی دانشگاه

فیلم منتشر نشده ای از حمله به کوی دانشگاه

فیلم تازه ای از وقایع کوی دانشگاه در نیمه شب (1.30 بامداد) بیست و پنجم خرداد ماه به دست بی بی سی رسیده که تصاویر منتشر نشده ای از حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران و خوابگاه دانشجویان را به تصویر کشیده است.

این فیلم ابعاد تازه ای از وقایع آن شب در کوی دانشگاه را نشان می دهد.

در این فیلم معلوم می شود که حمله به کوی دانشگاه بر خلاف ادعای حکومت کار عناصر خودسر نبوده و از پیش برنامه ریزی شده بوده است. مهاجمان می گویند سردار رجب زاده، رئیس وقت نیروی انتظامی تهران دستور حمله را صادر کرده بوده.

آنچه که در کوی گذشت

روز 24 خرداد ماه و بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران، دانشجویان معترض به نتایج انتخابات از ساعت نه شب در داخل کوی دانشگاه تجمع کردند.

ساعاتی بعد محوطه اطراف کوی به محاصره گارد ویژه درآمد. فیلم رسیده به دفتر بی بی سی از ساعت 1.30 بامداد فیلمبرداری شده است؛ زمانی که هنوز نیروهای امنیتی و لباس شخصی وارد کوی دانشگاه نشده اند و پشت میله های کوی هستند.

درگیری ها در پشت میله های کوی و قبل از ورود نیروهای امنیتی به خوابگاه آغاز شده است. دانشجویان از بالای پشت بام سنگ پرتاب می کنند و گارد ویژه هم از پایین شروع به پرتاب سنگ و شلیک گاز اشک آور می کند.

در فیلم تصاویری از کپه های آتش به چشم می خورد که شاید دانشجویان در مقابل گاز اشک آور روشن کرده اند.

ساعت دو بامداد لباس شخصی ها به کمک گارد ویژه موفق می شوند وارد کوی شوند.

تصاویری از حمله ماموران امنیتی و لباس شخصی به دانشجویان، کشاندن دانشجویی روی زمین، فریادهای لباس شخصی هایی که از گارد ویژه می خواهند از کتک زدن دانشجویان خودداری کنند، دانشجویانی که در مقابل کتابخانه شهید مفتح در کوی دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و روی زمین خوابانده شده اند، صورت خون آلود دانشجویی که روی زمین افتاده، همه و همه تصاویری است که هر چند شاهدان عینی بارها در رسانه های مختلف آن را روایت کرده اند اما تا کنون به صورت تصويری از رسانه ای پخش نشده است.

خبر حمله نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه، واکنش های زیادی را برانگیخت و بسیاری از نیروهای موافق و مخالف دولت خواستار پیگیری این حادثه و شناسایی مسببان حمله به خوابگاه دانشجویان شدند.

علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران در سخنانی حمله شبانه به خوابگاه دانشجویان را مورد انتقاد قرار داد و هیئتی را مامور رسیدگی به اتفاقات کوی دانشگاه تهران کرد.

آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، چندی بعد از واقعه کوی دانشگاه در دیدار با داشجویان، از حمله نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران عنوان یک "تخلف بزرگ" نام برد و از برخورد قاطع با جنایات صورت گرفته خبر داد.

محسن کوهکن، سخنگوی هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت که نیروهای انتظامی با درخواست فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران وارد کوی دانشگاه شده بودند؛ سخنانی که فرهاد رهبر آن را تکذیب کرد و اعلام داشت در آن شب هیچ کدام از مسئولان کوی دانشگاه حضور نداشتند.

دفتر تحکیم وحدت دو روز بعد از حمله نیروهای امنیتی به خوابگاه دانشجویان در بیانیه ای اعلام کرد: "در این حمله ناجوانمردانه به دانشجویان، حداقل ۵ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به شهادت رسیدند. محیط زندگی دانشجویان را به آتش کشیدند و به راستی ۱۸ تیر دیگری با ابعاد گسترده تر و ناپاکی و سفاکی بیشتر بر جای گذاشتند. باز هم اتاق های خوابگاه دانشگاه تهران منهدم شده و باز هم خون پاک دانشجویان بر در و دیوار آن برجای مانده است."

مقامات ایران خبر کشته شدن 5 دانشجو را تکذیب کردند و گفتند تنها صد تا صد و بیست نفر در این حادثه زخمی شدند.

هر چند بنابه درخواست علی لاریجانی، کمیته ای حقیقت یاب برای پیگیری حمله به کوی دانشگاه تشکیل شد، اما با آنکه اين کميته گزارشی را در اين زمينه آماده کرد، پس از گذشت هشت ماه هنوز اين گزارش يا گزارش مشابه ديگری در باره علل و عاملان حمله به کوی دانشگاه تهران منتشر نشده است.

آنچه که گذشت در یک نگاه

سر در اصلی کوی دانشگاه تهران: ساعت 1.25 بامداد روز 25 خرداد تلاش های نیروهای امنیتی و لباس شخصی برای ورود به کوی دانشگاه آغاز می شود.

کتابخانه شهید مفتح، کتابخانه مرکزی کوی: دقایقی بعد از حمله به کوی، نیروهای امنیتی دانشجویانی را که به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده بودند به روی زمین خوابانده و همچنان خشونت ادامه دارد.

میدان مرکزی کوی: خشونت گارد ویژه به اندازه ای می رسد که بقیه نیروها از جمله لباس شخصی ها گارد ویژه را به سمت میدان مرکزی هدایت کرده و از آنها می خواهند تا از نزدیک شدن به ساختمان ها جلوگیری کنند.
ساختمان اصلی خوابگاه دانشجویان: به گفته شاهدان عینی نیروهای امنیتی با حمله به کوی و تخریب لوازم شخصی دانشجویان آنها را به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند.

گزارش گاردین ازشرح وقایع هولناک کوی دانشگاه از زبان دانشجویان

شبکه جنبش راه سبز(جرس):روزنامه گاردین چاپ بریتانیا گزارشی در شرح وقایع حمله پس از انتخابات به کوی دانشگاه تهران از زبان شاهدان عینی چاپ کرده است.
این جامع ترین گزارشی است که تاکنون از وقایع ساعات نخست دوشنبه 25 خرداد ماه، که طی آن نیروهای امنیتی دولت ایران به خوابگاه دانشگاه تهران حمله کردند، منتشر می شود.
گاردین می نویسد حمله آن شب درحالی رخ داد که تهران دو روز پس از انتخابات هنوز از خشم بروز "تقلب" آرام نداشت.
گاردین می نویسد: "در داخل خوابگاه در خیابان امیر آباد شمالی دانشجویان برای خواب آماده می شدند، هرچند اعصاب متشنج بود. تنها ساعاتی پیشتر چندین نفر در برابر در اصلی دانشگاه کتک خورده بودند."
این روزنامه می نویسد: "آنچه بعد از آن اتفاق افتاد به یکی از رویدادهای محوری در ناآرامی های پس از انتخابات بدل شد؛ پلیس با یورشی خشن به داخل خوابگاه ها به شکستن قفل ها و بعد استخوان ها پرداخت، به ده ها دانشجو حمله کرد، بیش از 100 نفر را با خود برد و پنج نفر را کشت. مقام ها هنوز این حمله را انکار می کنند اما شرحی که از مصاحبه با پنج فرد حاضر در حادثه به دست می آید، داستانی متفاوت را بازگو می کند."
یکی از 133 دانشجویی که آن شب دستگیر شدند به گاردین گفت: "ما آماده خوابیدن می شدیم که ناگهان صدای شکسته شدن قفل ها توسط آنها که می خواستند وارد اتاق شوند را شنیدیم. پیشتر آنها را درحال کتک زدن دانشجویان دیده بودم اما تصور نمی کردم داخل بیایند. این حتی خلاف قوانین ایران است."
به نوشته گاردین 46 دانشجو از یکی از خوابگاه ها دستگیر و به زیر زمین وزارت کشور در آن نزدیکی در خیابان فاطمی منتقل شدند. همانجا در طبقات بالایی ساختمان بود که شمارش آرا - و به ادعای هواداران نامزدهای مخالف، تقلب در آرا - در جریان بود. 87 دانشجوی دیگر به یک ساختمان امنیتی پلیس در خیابان حافظ برده شدند. دانشجویان از شکنجه و بدرفتاری در آنجا سخن می گویند.

در این گزارش آمده است: "پنج نفر جان باختند: فاطمه براتی، کسری شرفی، مبینا احترامی، کامبیز شعاعی و محسن ایمانی. آنها روز بعد در بهشت زهرای تهران دفن شدند که گزارش می شود بدون مطلع کردن خانواده های آنها بود. تحکیم وحدت، یک سازمان دانشجویی، نام آنها را تایید کرده است."
در ادامه گزارش گاردین آمده است: "شاهدان عینی گفتند که این دو دختر و سه پسر هدف ضربات مکرر باتوم برقی در ناحیه سر قرار گرفتند. به خانواده هایشان اخطار داده شد درباره بچه هایشان صحبت نکنند و مراسم ترحیم برگزار نکنند - مانند والدین ندا آقا سلطان، که چهره اش پس از پخش فیلم کشته شدن او به ضرب گلوله در خیابان، با جنبش اعتراضی مترادف شد."
براساس قوانین ایران پلیس، اعضای سپاه پاسداران و سایر نیروهای مسلح و شبه نظامی حق ورود به دانشگاه ها را ندارند - که میراث طغیان سال 1999 دانشجویان است که تا ماه گذشته جدی ترین ناآرامی ها در ایران پس از انقلاب اسلامی بود.

یک دانشجو حوادث یکشنبه شب را چنین برای گاردین بازگو کرد: "پلیس به داخل خوابگاه ها گاز اشک آور شلیک کرد، ما را زد، پنجره ها را شکست و مجبورمان کرد بر زمین دراز بکشیم. من حتی تظاهرات هم نکرده بودم اما یکی از آنها رویم پرید، پشتم نشست و مرا زد. و بعد درحالی که تظاهر می کرد در جستجوی چاقو و تفنگ است، از من سوءاستفاده جنسی کرد. تهدیدمان می کردند که ما را حلق آویز کنند و به ما تجاوز کنند."
به گزارش گاردین یک دانشجوی دیگر ماجرا را اینطور شرح داد: "پلیس ضدشورش در دو صف ایستادند و با بالا گرفتن سپرهایشان یک تونل تشکیل دادند. آنها وادارمان کردند بارها از میان آن بدویم. ما را می زدند و بر سپرهایشان می کوبیدند. پای یکی از هم اتاقی هایم شکسته بود اما باز هم وادارش کردند بدود."

گاردین می نویسد که دیگران رفتار مشابهی را از بسیجی ها دیده بودند.

یک دانشجو به این روزنامه گفت: "یک بسیجی که پشتم نشسته بود به من گفت: 'پسر خوشگله الان هفت ساله که کسی را ..... وقتی رسیدم نشونت می دم که چکار می تونم باهات بکنم.' آنها ما را آزار می دادند و مدعی بودند که به آنها یا رهبر توهین کرده ایم."

به نوشته گاردین یک دانشجوی دیگر درحالی که گریه می کرد گفت: "ظرف یک ثانیه فهمیدم که این ساختمان اصلی وزارت کشور در خیابان فاطمی است. باورم نمی شد، سیاستمداران ارشد، اعضای پارلمان و بازرسان در طبقات بالایی بودند و ما در زیر زمین. شکی ندارم که در طبقات بالا مشغول تقلب در آرا بودند."
گاردین می نویسد که به گفته شاهدان عینی پلیس و ماموران زخمی ها را به حال رها کرده بودند و کسی به یک دانشجو که یکی از چشمانش را در اثر اصابت گلوله پلاستیکی از دست داده بود کاری نداشت. یک شاهد گفت: "ما به آنها تمنا می کردیم کسانی را که بیش از دیگران آسیب دیده بودند به بیمارستان ببرند اما آنها فقط می گفتند: ولشان کنید تا بمیرند."

گاردین می نویسد: "این مخمصه 24 ساعت بعد وقتی فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران و علیرضا زاکانی یک نماینده تهران در مجلس، برای بازداشتی ها صحبت کردند تمام شد. رهبر به آنها گفت که او اجازه ورود پلیس برای کنترل اوضاع خوابگاه را داده بود - اما او چند روز بعد این مساله را تکذیب کرد."

به نوشته گاردین پلیس پیش از آزاد کردن دانشجویان لباس های تازه در اختیار آنها قرار داد. یک دانشجو گفت: "نمی خواستند هیچ شاهدی از آنچه اتفاق افتاده بود وجود داشته باشد. اما چه شاهدی بالاتر از 133 دانشجویی که آنجا بودند و همه چیز را دیدند و عذاب کشیدند؟".
گفتنی است این گزارش 23 تیرماه منتشر شد، ولی نظر به اهمیت موضوع یک بار دیگر را از نظر خوانندگان می گذرد.

خبر دروغ حمله قلبی میرحسین موسوی در رسانه‌های حامی کودتا

ندای سبز آزادی: خبر مربوط به حمله شدید قلبی میرحسین موسوی که سایت حقیقت نیوز منتشر کرده کذب است.

به گزارش ندای سبز آزادی این سایت متعلق به نزدیکان محمود احمدی نژاد است که معمولا اخبار کذبی را برای فریب افکار عمومی و تست جامعه و ایجاد یاس در جنبش منتشر می‌کند.

براساس خبر سایت حقیقت نیوز مهندس بر اساس خبر کذب سایت حقیقت نیوز، مهندس موسوی شنبه شب دچار حمله قلبی شده است و به بیمارستان منتقل شده و از آنچه این دروغ‌گزاری مرگ حتمی نامیده نجات یافته است. این در حالی است که بر اساس خبرها و تماس‌های گرفته شده با خانواده مهندس در روز گذشته تمامی خانواده مهندس موسوی از سلامت کامل ایشان و کذب این خبر اطلاع داده اند.

همه با هم بر مزار شهدای جنبش سبز در بهشت‌زهرای تهران

تجربه هشت ماهه جنبش سبز ثابت کرده است که باید از کلیه فرصت‌های پیش رو به بهترین نحو استفاده کرد. ما در این مدت آموخته‌ایم که باید ذهن خود را در آن واحد بر روی چند طرح در آینده نزدیک متمرکز کنیم و از هر یک به نحو احسن استفاده کنیم. برای این کار هم نیاز داریم انرژی خود را میان چند طرح همزمان تقسیم کنیم. دو طرح اصلی جنبش سبز تا قبل از پایان سال اول برگزاری اول چهارشنبه سوری متفاوت و عاری از خشونت و دوم برگزاری یادمان شهدای جنبش سبز همزمان با آخرین پنج‌شنبه سال است. ایده‌های مرتبط با چهارشنبه سوری هر روز از طریق همین پایگاه خبری منتشر می‌شوند. در این نوشتار به مراسم ویژه سبزها در آخرین ۵ شنبه سال پرداخته می‌شود.

دولت نامشروع فعلی به کمک سپاه موفق شد قبل از ۲۲ بهمن و با بهره گیری از رانت تعطیلات حکومتی دست به سرکوب و دستگیری بیش از ۵۰۰ نفر در یک هفته بزند. این بار هم با قرار گرفتن در آستانه چهارشنبه سوری همه تلاششان را به کار گرفته اند تا آشوب‌ها و شلوغی‌های احتمالی آن روز را به پای جنبش سبز بنویسند غافل از اینکه سبزها از همان فردای ۲۲ بهمن با ایده های مسالمت‌امیز پیشنهادی خود که در این پایگاه خبری نیز منتشر شده و در روزهای آتی هم خواهد شد، از هرگونه خشونت احتمالی ساختگی نیروهای کودتا برائت جسته‌اند و آن را تحریم کرده‌اند. از هم اکنون معلوم است که خشونت‌های احتمالی و ساختگی آن روز کار خود دولت کودتا خواهد بود.

چهارشنبه سوری امسال با حضور متفاوت سبزها نقشه‌های دولت کودتا را بر ملا خواهیم کرد و نشان خواهیم داد چه کسانی مروج و مدافع اصلی تز خشونت کن و حکومت کن هستند. اما باید به خاطر داشته باشیم که چهارشنبه سوری آخرین ایستگاه سبزها برای سال ۸۸ نیست. ما آخرین برنامه خود در سال ۸۸ را همزمان با اخرین پنج‌شنبه سال و در بهشت‌زهرای تهران برگزار می‌کنیم.

برنامه ویژه سبزها در آخرین پنج‌شنبه سال حضور بر مزار شهدای جنبش سبز است. این مراسم دقیقا یک روز بعد از چهارشنبه سوری امسال برگزار می‌شود. هر کس می‌تواند با شاخه گل یا شمع و یا میوه و شیرینی بر سر مزار شهدای جنبش حاضر شود و با زنده کردن یاد و خاطر آنان به استقبال سال نو برود.

در آخرین پنج‌شنبه سال، همبستگی‌مان با خانواده‌های داغدار و سایر هواداران جنبش سبز در بهشت زهرای تهران اعلام می‌کنیم. اعلام می‌کنیم که جنبش سبز هنوز زنده است و با فرا رسیدن بهار زنده‌تر هم می‌شود.

همچنین گفتنی است که طرح‌های نوروزی سبز نیز از همین پایگاه خبری به اطلاع خوانندگان خواهد رسید.

چهارم اسفند سبزها بر مزار سهراب می‌روند


ندای سبز آزادی: چهارم اسفندماه بیستمین سالروز تولد سهراب اعرابی یکی از شهدای مظلوم جنبش سبز است. سهراب اعرابی تنها ۱۹ سال داشت که به شهادت رسید. او چهارم اسفند امسال ۲۰ ساله می‌شود. مادرش پروین فهیمی و برادرش سیامک اعرابی همچنان در غم شهادت مظلومانه او داغدار و سیاه‌پوشند. آن‌ها چهارم اسفند بر سر مزار او در قطعه ۲۷۵ بهشت زهرا حاضر خواهند شد تا اولین تولدش را بدون خود او جشن بگیرند. شنیده شده است که تعداد زیادی از سبزهای مقیم تهران قصد دارند به صورت گروهی در این برنامه شرکت کنند و با نثار گل به بازماندگان تولد این شهید جنبش را جشن بگیرند و یادش را زنده کنند. این مراسم از ساعت ۳ بعد از ظهر چهارم اسفندماه به مدت یک ساعت و نیم در بهشت زهرا برگزار خواهد شد. ندای سبز آزادی از کلیه خوانندگان خود دعوت می‌کند در انتشار این خبر و حضور در این مراسم بکوشند. زنده نگاه داشتن یاد شهدای جنبش از جمله مهم‌ترین وظائف تک تک ماست.

پله پله تا کجا؟- احمد پورنجاتي

کلمه: پیش از پرداختن به اصل موضوع اجازه می خواهم بی تعارف و رودربایستی بر این نکته تاکید کنم که این روزها سخن گفتن و مقاله نوشتن کار چندان آسان و دلچسب و خوش عاقبتی نیست.

نه از آن رو که چارچوب ملاحظات به قواره «تنگ قفس» است و از آن بدتر، آفت «سمبلیسم هیستریک» در چشم و دل و داوری اصحاب مراقبت و امنیت و قدرت چنان جا خوش کرده که از سرراست ترین سخن ها و نظرهای خیرخواهانه نیز هزاران انگیزه و نقشه توطئه و خیانت و هماهنگی با سرویس های بیگانه استخراج می فرمایند و نه حتی از آن رو که هر روز پی در پی خبر ناگوار احضار و بازداشت این خبرنگار و آن فعال مطبوعاتی یا سیاسی، شش دانگ عواطف انسان را جریحه دار می کند و پیام سربسته «لالمانی بگیرید» را به گوش ثقل سامعه گرفته امثال ما می رساند، پس لابد می پرسید چه مشکل مهم تری پیش روی این قلم نیمه جان و ناتوان است؟

حقیقت مطلب این است که تا مدتی پس از قضایای انتخابات و با مشاهده رویکردها و روش های کژراهه یی که از سوی برخی نهادها و بخشی از دستگاه قضایی دنبال شد به انگیزه دلسوزی و خیرخواهی برای انقلاب و نظام کوشیدم به اندازه توان ناچیز خود توجه متولیان و دست اندرکاران امور را نسبت به پیامدهای هولناک و زیانبخش شیوه های اتخاذشده جلب کنم که متاسفانه تنها هنر و معجزه آن روش های مشعشع – که اکنون به وضوح قابل رویت است- تبدیل یک مساله اجتماعی به یک بحران سیاسی و حتی امنیتی کم سابقه در اندرون جامعه و نظام بوده است.

این البته همان شیوه یی بود که بسیاری از شخصیت های سیاسی، فرهنگی و اصحاب قلم و رسانه نیز که دل در گرو مصالح حقیقی جامعه و کشور و نظام و انقلاب دارند و فراتر از «مو»، پیچ و تاب آن را نیز می بینند، دنبال می کردند. متاسفانه پس از مدتی متوجه شدم مصداق «آب در هاون کوبیدن» است و سپنج عمر بیهوده تلف کردن. مرغ بعضی ها یک پا دارد و گوش آنان بدهکار هیچ سخنی جز «آفرین و احسنت و بارک الله و حبذا و هکذا» نیست. برای مدتی تصمیم گرفتم قلم را غلاف کنم اما هجوم ملامتگرانه وجدان درونی و نگاه پرسشگرانه و مطالبه جویانه هر شهروند عزیزی که در کوچه و خیابان به زیارتش نائل می شدم اجازه نداد به بهانه «فرو نرفتن میخ آهنین در سنگ» کنج عافیت و چله سکوت قلم چندان دوام آورد. دوباره نوشتم.

از «بازار مسگرها» و «دیالکتیک تحقیر و اهانت» و قصه پرغصه «مطبوعات، به صف، صف» اما انگار اوضاع و احوال خیلی عوض شده بود. لحن و مضمون دلسوزانه و خیرخواهانه این قلم با همه صراحت و بی پروایی اش در حال و هوای نفسگیر و پیشرونده، روش های خشن و افراطی و بی ترحم مدیریت پروژه خشونت و افراطی گری نسبت به اعتراضات و انتقادات رنگ و بوی روضه خوانی و مرثیه سرایی و ناله و زاری و زنجموره داشت.

برخی از همان دوستانی که گفته بودند؛ «بنویس، چرا ساکتی؟،» برای این قلم پیام فرستادند که؛ «خسته نمی شوی از این همه تکرار پند و اندرز، از این همه پیام صریح و گوشه و کنایه برای اصلاح آنانی که گویی اصلاً گوش شنیدن ندارند؟، بس است دیگر. چاره یی دیگر باید کرد.» التفات فرمودید که چرا می گویم این روزها سخن گفتن و مقاله نوشتن دشوار است؟ اما چه باک، داستان «شرط بلاغ» و «پند و ملال» سرنوشتی مکرر است. اینک به اصل موضوع می پردازم. روی سخن این نوشته با آنهاست که با تابلوی دفاع از نظام ولایت اما با نگرشی ساده اندیشانه و خام دستانه تصمیم گرفته اند «بی برو برگرد» تا آخر خط پیش بروند، ریشه مساله را پیدا کنند و آن را برای همیشه بخشکانند. روی سخن با آنهاست که در این هشت، ۹ ماه عملاً سکاندار مدیریت سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی کشور بوده اند.

نگاهی به پشت سرتان بیندازید. از نقطه آغاز تاکنون از کجا به کجا رسیده اید؟ از آن مهم تر جامعه، کشور و نظام را از کجا به کجا رسانده اید؟ برای یک بار هم که شده در خلوت ارزیابی های واقعی و بی اغماض، بدون آنکه بخواهید برای این همه هزینه های سرسام آور «سیاسی، روانی، فرهنگی و حتی اعتقادی»، صورت حساب های «الکی و وجبی» صادر کنید و گزارش ها و گردش کارهای مدعی «شکستن شاخ غول» ارائه دهید، کلاهتان را قاضی کنید و تاریخچه این چند ماه را مرور کنید. انصافاً مصداق «کور کردن چشم به قصد سرمه کشیدن» نبوده است؟ نقطه آغاز بسیار مهم است.

سرآغاز مساله چه بود؟ جز یک «اعتراض اجتماعی» درباره یک «موضوع خاص» یعنی نتیجه انتخابات؟ جنس مساله «اجتماعی» بود و مخاطب مساله بخش محدود و مشخصی از «حاکمیت» یعنی دستگاه های اجرایی و نظارتی انتخابات و شیوه طرح مساله، متین و آرام و مسالمت آمیز. مگر نخستین بار بود که گروهی از مردم برای پرس و جوی حق قانونی خود یا انتقاد و اعتراض نسبت به یک تصمیم یا اقدام یا پیگیری یک درخواست اجتماع می کردند؟ آیا با همه اجتماعاتی از این دست چنین برخوردهایی شده است؟ اگر شده بود که لابد بارها باید در نقاط گوناگون کشور حکومت نظامی اعلام می شد.

به فرض که روز بیست و پنجم خرداد اجتماع چند میلیونی مردم تهران که دامنه اش از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی بود بدون هماهنگی با دستگاه های ذی ربط انجام شد. مناقشه حقوقی درباره لزوم یا عدم لزوم کسب مجوز برای اجتماعات مردمی را نیز به مجالی دیگر وامی گذاریم. آیا آن اجتماع بی سابقه از کمترین ویژگی ضدامنیتی و کوچک ترین نشانه مخالفت با ارزش های انقلاب و نظام و حتی کلیت حاکمیت برخوردار بود؟ و مگر این همه اجتماع مردمی و شبه مردمی در برابر فلان سفارتخانه خارجی یا مجلس و دولت و دستگاه قضایی و صدا و سیما بدون هیچ مجوز قانونی تشکیل نشده بود؟ آیا با آنها نیز این گونه برخورد می شود؟،

از این گذشته، چرا دو روز پیش از آن راهپیمایی آرام، به گونه یی بی سابقه و غافلگیرانه اقدام به دستگیری چهره های شناخته شده و پرسابقه در مناصب گوناگون نظام می شود که گویی در خانه های تیمی و تشکیلاتی پنهان شده بودند؟، آیا برای پیشگیری بود؟ یا قصاص پیش از جنایت، یا مهم تر و خطرناک تر از این؛ برای اثبات یک پیشداوری و تکمیل اضلاع یک پازل ذهنی،

به باور این قلم، صرف نظر از چند و چون قضایای انتخابات و پرسش ها و ابهام های اساسی و بی پاسخ مانده آن، نخستین و مهم ترین عامل در بغرنج و پیچیده تر شدن فزاینده پیامدهای پس از انتخابات، انتخاب رویکرد «امنیتی» در مواجهه با یک مساله کاملاً «اجتماعی» به ویژه با اتخاذ شیوه نادرست دستگیری و حبس و محاکمه نمایی و اعتراف پراکنی های باورنکردنی بود. اگر تبدیل یک مساله اجتماعی به یک معضل امنیتی، امتیاز و افتخار به حساب می آید، پس در این قضیه مدال را به متولیان و دست اندرکاران تقدیم کنید،

البته هیچ بقالی نمی گوید «ماست من ترش است» و هر فروشنده کالایی، هرچند بنجل و بی مصرف، می کوشد به یاری تبلیغات، جلب نظر مشتری کند. لابد «آشپزباشی»های محترم که اینک مدت هاست دستپخت شان روی میز نظام است ادعا می کنند اگر این اقدامات را نکرده بودیم معلوم نبود سرنوشت انقلاب و نظام چه می شد؟،

اما کاش کسی یک نوک پا بالای بام خانه می رفت و از فراز «کشمکش های کودکانه قدرت»، نگاهی واقع بینانه و خالی از پیشداوری به اندرون پرالتهاب خانه می افکند تا مشاهده کند آنچه را که باید و تدبیر کند آنچه را که شاید، باور کنید پشت قباله این انقلاب و نظام، از آغاز تاسیس چیزی جز باور درونی و اعتماد و وفاداری مردم نبوده است. بگذارید سرکوب و ارعاب و بگیر و ببند و سانسور و انتشار اضطراب و عربده نفس کش دستگاه های امنیتی و پلیسی و گشتاپو و میلیشیای خودسر یا آتش به اختیار، ارزانی و پشت قباله موجودیت نامردمی و غیرمشروع رژیم های کودتایی و فاشیستی باشد. نگویید برای حفظ نظام هر کاری به هر شیوه یی لازم باشد انجام می دهیم. تا کجا می شود پیش رفت؟

بدون منتقد، بدون حزب و تشکیلات رقیب، بدون تشکل های به واقع مردمی صنفی، اجتماعی و مدنی و بدون مطبوعات و رسانه های مستقل و از همه مهم تر، بدون فضای امن و حمایت شده و بی دغدغه برای اطلاع رسانی، تبادل اندیشه، ارائه کارهای خلاقانه و دگراندیشی و پرسشگری از نهاد قدرت، چگونه می توان انتظار پویایی جامعه و همراهی صمیمانه مردم را داشت؟ چگونه می شود پرچم آزادی و مشروعیت نظام را برافراشته نگه داشت؟ آیا اراده یی مبتکر برای بازگشت از این کژراهه بی سرانجام خواهد بود؟ به گمانم همان ها که این بیراهه را آغاز کردند باید پله پله پس بکشند. زمان آن همین حالاست.

عادی شدن فضای کشور در وهله نخست تابع عادی شدن رفتار متولیان است. نمی شود با الگوی «فضای بحران امنیتی» مدیریت کرد و از جامعه انتظار متفاوتی داشت. امتحان کنید، پشیمان نخواهید شد. اجازه دهید چراغ ها روشن شود. در نور بهتر می شود راه را پیدا کرد، البته می دانم که این نوشته نیز در فهرست «خوش خیالی» های من قرار خواهد گرفت و به حساب پرت بودن این قلم از قافله گذاشته خواهد شد. چه بسا از سوی هر دو طرف ماجرا.

منبع :اعتماد

مجید توکلی، صبح یکشنبه به دادگاه انقلاب برده شد

کلمه: یکی از دانشجویان بازداشتی و از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، دیروز دوم اسفند در پی انتقالش به دادگاه انقلاب از نگهداریش در سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین خبر داد.

به گزارش بامدادخبر، مجید توکلی که اثرات ضرب و شتم بر بالای ابروی راست او کاملا مشهود بود، درحالی صبح روز یکشنبه به دادگاه انقلاب آورده شد که خود از علت این انتقال اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد. وی که لباس بند امنیتی ۲۰۹ را بر تن داشت، از نگهداری خود در سلول انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین در سه هفته‌ی گذشته خبر داد. این درحالی است که این فعال دانشجویی، سه هفته‌ی قبل از آن را نیز در انفرادی ۲۰۹ سپری کرده است.

احضار دوباره‌ی عضو انجمن اسلامی دانشگاه پلی‌تکنیک به دادگاه انقلاب درحالی صورت می‌گیرد که وی پیشتر در دادگاهی که به صورت غیرعلنی برگزار شد به تحمل هشت سال و شش ماه حبس، ۵ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و ۵ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم گردید.

وی که در روز ۱۶ آذر و پس از سخنرانی خود در جمع دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و در هنگام خروج از دانشگاه با ضرب و شتم نیروهای امنیتی بازداشت شده است، پیش از این نیز در دو مورد سابقه‌ی بازداشت‌های طولانی‌مدت را به دلیل فعالیت‌های سیاسی در کارنامه خود دارد.

بار اول وی در سال ۸۶ دستگیر شد و پس از آنکه ۱۵ ماه را در زندان و تحت فشارهای روحی و جسمی گذراند، از اتهاماتی که بر سر انتشار یک نشریه دانشجویی به وی زده بودند، تبرئه گردید و بازداشت دوم او مربوط به اسفندماه گذشته است که در جریان مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان دستگیر شد و مدت ۱۱۵ روز را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین گذراند و نهایتا با تودیع وثیقه سنگین آزاد شد.

کیوان مهرگان به بهداری زندان اوین منتقل شد

کلمه: کیوان مهرگان از نظر فیزیکی در وضعیت بدی قرار دارد و بعد از ۵۵ روز همچنان در یکی از سلول های انفرادی بند ۲۴۰ اوین به سر می برد.

یکی از آزادشدگان اخیر، کیوان مهرگان را در بهداری زندان اوین دیده است.

به گزارش ندای سبز ازادی، کیوان مهرگان در گفتگویی کوتاه با این اصلاح طلب تازه آزاد شده در بهداری اوین گفته است که از نظر فیزیکی در وضعیت بدی قرار دارد و بعد از ۵۵ روز همچنان در یکی از سلول های انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین به سر می برد.

همچنین به گفته شاهدان عینی کیوان مهرگان – دبیر ضمیمه سیاسی روزنامه اعتماد و عضو هسته مرکزی پویش موج سوم – دچار کاهش شدید وزن شده است. به او هنوز اجازه ملاقات با خانواده و استفاده از کتاب داده نشده است.

۱۳۸۸/۱۲/۰۲

مراسم چهلمین روز شهادت دکتر علی محمدی در قهلک

ساعت ۱۶ تا ۱۷،۳۰ امروز، مراسم یادبود چهلمین روز شهادت استاد مسعود علیمحمدی دانشمند برجسته هسته ای کشورمان در مسجد جامع قلهک برگزار می شود.

دکتر مسعود علی محمدی فیزیکدان ایرانی صبح سه شنبه ۲۲ دی ۸۸ در یک عملیات بمب گذاری در قیطریه تهران شهید شد.وی استاد فیزیک دانشگاه تهران بود.

به گزارش کلمه، گرچه چند ساعت بعد از این حادثه افراد ، قویه قضائیه و برخی دولتیان گروه ها و کشورهای مختلفی به عنوان عامل انفجار اعلام کردند اما با گذشت ۴۰ روز از این واقعه هنوز عامل یا عوامل این انفجاربه طور رسمی معرفی نشدند.

جوانفکر: تغییر رنگ پرچم کار جریان فتنه بود

کلمه: مشاور رئیس دولت حاضر گفت:شایعات تغییر رنگ پرچم ایران از سوی جریان فتنه طراحی شده است .

به گزارش باشگاه خبرنگاران علی اکبر جوانفکر افزود: پس از حضور باشکوه و بی نظیر مردم در یوم الله ۲۲ بهمن و پس از برگزاری موثر و مهم مصاحبه مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی رئیس دولت،جریان فتنه با دروغ پراکنی بدنبال تشویش اذعان عمومی است.

مشاور امور رسانه ای احمدی نژاد با اشاره به ترویج شایعاتی پیرامون تغییر رنگ پرچم ایران گفت: پرچمی که پشت رئیس دولت بود همان پرچم ایران اسلامی است و بدلیل تلفیق رنگ زمینه با رنگ زمینه پرچم آبی دیده شده است.

همچنین باشگاه خبرنگاران نوشت: در عین حال جوانفکر اشاره ای به اینکه چرا این رفتار شائبه انگیز تکرار می شود و تلفیق رنگ باعث بروز اشکال می گردد نکرد.


تغییر رنگ پرچم-بارنخست مراسم معارفه مدیرعامل ایرنا

تغییر رنگ پرچم- دومین بار در ستاد دهه فجر

تغییر رنگ پرچم- سومین بار در نشست خبری

راه‌آهن شیراز ـ اصفهان هنوز فعال نیست

کلمه:‌سالیان سال شیرازی‌ها چشم به راه ورود قطار به شهرشان بوده‌اند، قطاری که قرار بود مسیر تهران را به این شهر برساند اما در زمان پهلوی جهت رونق صنعت نفت مسیرش تغییر کرد و از اهواز سر درآورد.

چندی پیش یک خبرگزاری دولتی نوشت «در هوای سرد زمستانی،‌در غروبی زیبا …» قطار به شهر شیراز رسید و توصیفی احساسی از این اتفاق که برای شیرازی‌ها جنبه عاطفی ندارد، ساخت. راه‌آهنی که ۸ ماه پیش افتتاح شده بود، اما پیگیری‌های خبرگزاری ایلنا به این‌جا رسید که هم توصیف رمانتیک آن خبرگزاری دولتی با آن چند عکسی که در هر ایستگاه راه‌آهن می‌شد گرفت کذب بود و هم آن افتتاح پر سر و صدا نمایشی.

آغاز کار در دولت هشتم یا دولت نهم؟!

مناقصه عملیات اجرایی این پروژه در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۸۰ انجام و قرارداد آن در تاریخ ۲۸/۱۲/۱۳۸۰ طی شماره ۸۳۰۴۸/۸۱ ابلاغ شد، این در حالی است که روز افتتاح این پروژه با حرکت نمادین یک قطار در تاریخ ۱۳/۳/۱۳۸۸ وزیر راه وقت در سخنرانی خود آغاز و پایان عملیات اجرایی این پروژه را در دولت نهم خواند، سید جلیلی حجازی مدیرکل راه‌ و ترابری استان فارس در سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۶ در مصاحبه خود با روزنامه افسانه (یک روزنامه محلی در استان فارس) با ارائه آماری از پیشرفت پروژه راه‌آهن اصفهان ـ شیراز می‌گوید: «آقای بهبهانی دچار اشتباه شده‌اند، چون بر اساس گزارش عملکرد مورخ آبان‌ماه ۱۳۸۲ قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا (پیمانکار قطعات ۲۰و ۲۱ و ۲۲ راه‌آهن اصفهان ـ شیراز) در خصوص بخش ابنیه فنی قطعات مورد پیمان، پی‌کنی۶۵ درصد، بتن‌ریزی ۴۰درصد، بتن پیش تنیده ۶۱درصد، اجرای شمع ۸۷ درصد و در بخش تونل آن قطعات، حفاری ۱۳درصد، شاتکریت۱۳ درصد، آماتوربندی ۱۶درصد، قالب‌گذاری ۴۰ درصد و در عملیات خاکی قطعات، ۲۸ درصد خاک‌ریزی و ۲۱ درصد خاکبرداری انجام شده تا پایان آبان ۱۳۸۲ بوده است که در گزارش شهریور ماه ۱۳۸۳ مهندسین مشاور پارس (مشاور طراحی و نظارت پروژه راه‌آهن) حجم کار انجام شده در پی‌کنی و شمع ۸۳ درصد و بتن‌ ۴۵ درصد، در خاک‌‌ریزی ۴۹ درصد، خاک‌برداری ۲۵ درصد و بتن پیش‌ساخته ۸۶ درصد گزارش گردیده و به استناد همین گزارش بیش از سه میلیون تن کیلومتر سیمان و میل‌گرد به پروژه حمل شده است.»

یک افتتاح نمادین

۱۳ خرداد امسال واگن‌های راه‌آهن ساعت ۹:۴۵ صبح شیراز را به مقصد اصفهان ترک کردند و ساعت ۱۱:۲۰ در حدود ۵۵ کیلومتری از جلوی نقش رستم عبور کردند و ساعت ۱۳:۷ دقیقه به ایستگاه سعادت‌شهر در حدود ۱۰۰ کیلومتری نقطه حرکت رسیدند، یعنی با یک حساب سرانگشتی با سرعت حدود ۳۰ کیلومتر در ساعت.

جلیل حجازی در مصاحبه فوق می‌گوید:« بعد از عبور واگن بر روی ریل‌های راه‌آهن کافی است، چند کیلومتری را پیاده‌ روی ریل‌ها قدم زد و شاهد نشست پی‌درپی ریل‌ها و تراورس‌ها بود و پشت عبور واگن نیز شاهد شکستن بعضی تراورس‌های بتنی بودیم. ریل‌های بسیاری را می‌توان مشاهده کرد که در سطح و ارتفاع دچار انحراف شده‌اند و حالت سینوسی به هم زده‌اند که همه اینها بیشتر بر اساس تعجیل در کار اجرا و عدم زیرسازی مناسب می‌باشد که به حق وزیر راه و ترابری دولت هشتم قبل از افتتاح متذکر شد اما وزیر راه و ترابری دولت نهم به جای بررسی این موضوع با حالت تدافعی تذکر ایشان را مزاح و شوخی تلقی کردند و نتیجه آن را اکنون می‌بینید.»

پس از حرکت اولین قطار جمعی از مهندسین استان فارس در نامه‌ای خطاب به رئیس شورای فنی استان، کمیته نظارت بر پروژه‌های عمرانی، ریاست دادگستری استان، دادستان شیراز، رئیس بازرسی استان، دفتر بازرسی مقام معظم رهبری، سازمان نظام مهندسی از افتتاح زودهنگام راه‌آهن شیراز ـ اصفهان در حالی که پیش از افتتاح مسئولین و کارشناسان بارها بر اجرای عجولانه و غیرعملی و ناایمن این پروژه خبر داده بودند و حتی نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی و یکی ازنمایندگان مردم در شورای شهر به این اقدام معترض شده‌ بودند، شکایت کرده و عمق فاجعه را به شرح زیر توصیف کردند:

۱ـ با حرکت اولین قطار و آن هم با سرعت بسیار کم ازحد معمول (حدود ۳۰ کیلومتر در ساعت) بسیاری از تراورس‌ها (قطعات بتونی پیش تنیده) ترک خورده و بعضا در بستر روسازی (لایه SUB GRADE) فرو رفته و موجب نشست تراورس‌ها شده است.

۲ـ خطوط آهن به دلیل مشکلات یاد شده و سایر اشتباهات اجرایی، دچار پیچیدگی و جابجایی بسیار خطرناک شده و عبور مجدد قطار از روی آن تا زمان برچیدن ریل‌ها و تعویض آن غیرممکن ساخته است.

۳ـ راه‌آهن شیراز ـ اصفهان در شرایطی افتتاح و بهره‌برداری شد که هنوز بسیاری از ایستگاه‌های آن فاقد سیستم کنترلی حرکت قطار (سیگنالینک) هست، لذا حرکت قطار آن هم با مسافر، فاقد ایمنی و خسارت‌بار خواهد بود.

در این نامه خطاب به مسئولین تاکید شده است: هر گونه حرکت دوباره قطار در شرایط کنونی غیرایمن و برخلاف استانداردهای ملی و بین‌المللی است و احتمال خروج قطار از مسیر خود، قطعی و بروز خسارت جدی خواهد بود.

در نامه فوق پیشنهاد شده است به منظور رفع عیب موجود، ابتدا می‌بایست تمام ریل‌ها، تراورس‌ها و بالاست از روی مسیر جمع‌آوری شود و سپس زیرسازی نشست پیدا کرده و تغییر شکل داده، مجددا بازسازی و مرمت شود، آن‌گاه پس از اجرای لایه «بالاست» با استفاده از ریل‌ها و تراورس‌های جدید که فاقد پیچیدگی‌ و ترک باشد، ریل‌گذاری دوباره انجام گیرد که در این صورت، این دوباره‌کاری، هزینه سنگین مالی و همچنین اتلاف وقت قابل توجهی در بردارد.

قطار باربری که فردای حرکت اولین قطار از شیراز، از ریل خارج شد، سند محکمی بود برای صحت نامه فوق.

مقامات محلی: راه‌آهن شیراز ـ اصفهان فعال نیست

اکنون با گذشت هشت ماه از افتتاح راه‌آهن شیراز ـ اصفهان و شنیدن حرف‌های متعارض فراوان در حالی که مسئولان دولتی می‌گویند در هفته یک بار قطاری به سمت مشهد حرکت می‌کند و لیستی از آژانس فروش بلیط در شیراز ارائه می‌دهند، و این در حالی است که این خط قرار بوده شیراز را به اصفهان وصل کند، و در هیچ‌جا اسمی از مسیر اصفهان نیست.هیچ‌کدام از آن دفاتر فروش نیز بلیطی از شیراز به مقصد مشهد ندارند، در سایت «رجا» در قسمت فروش بلیط نیز هیچ اسمی از شیراز نیست و در مجموع اخبار نواحی از ناحیه‌‌ای در استان فارس خبری دیده نمی‌شود. این در حالی است که در واقع ایستگاه‌ موقتی هم که روز افتتاح قطار از آن حرکت کرده در شهرک صدرا در ۱۰کیلومتری ایستگاه شیراز که واقع در منطقه قصر قمشه است بوده و آن منطقه تا ایستگاه شیراز هنوز حتی زیرسازی هم تکمیل نشده است.

علی زحمت‌کش، رئیس کمیسیون عمران و حمل‌ونقل شیراز به خبرنگار ایلنا می‌گوید: راه‌آهن شیراز در راستای مسئولیت من نیست اما آنچه من می‌بینم این است ایستگاه اصلی شیراز در قصر قمشه در دست احداث است و هنوز ایستگاه آن کامل نشده که به بهره‌برداری برسد ضمن اینکه بخش انتهایی خط که راه‌آهن را به ایستگاه متصل می‌کند، هنوز در حال انجام عملیات عمرانی است.

همچنین مهدی‌‌خانی نایب رئیس شورای شهر شیراز در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا متذکر شد:‌راه‌آهن شیراز ـ اصفهان هنوز شیراز به اصفهان نیست، بلکه شهرک صدرا به اصفهان است که بلیط همین را هم ما هنوزنتوانستیم تهیه کنیم!!

مهدی‌خانی می‌گوید: یک افتتاح سمبولیک بود که خب بالاخره یک نوع افتتاح است، دیگر.

وی درباره مشکلات این راه‌آهن به عدم حضور شرکت‌های مسافربری اشاره کرد و گفت: از آنجایی که اگر در این خط اتفاقی برای مسافرین بیافتد مسئولیت آن با شرکت‌های مسافربری است، طبیعی است که با توجه به شرایط غیراستاندارد این خط،‌هیچ شرکتی این ریسک را قبول نمی‌کند.

وی تاکید کرد: باید روند مثل باقی کشورها پیش می‌رفت، که نرفت، هنوز ۲۰ درصد کار باقی‌ مانده بود که راه‌آهن شیراز- اصفهان افتتاح شد، باید در حرکت اولین قطار مسافربری که پس از حرکت چند قطار باربری است پیمانکارها و خانواده‌هایشان با سلامت از روی ریل سفر کنند که در اولین سفر اولین قطار مردم را به جای ۱۲ ساعت ۲۴ ساعته به تهران رساندند.

نایب رئیس شورای شهر شیراز می‌گوید: ما به عنوان مقامات محلی شیراز می‌گوئیم هنوز راه‌آهن شیراز ـ اصفهان فعال نیست.

شهردار شیراز درباره راه‌آهن شیراز ـ اصفهان حرف نمی‌زند ، او این موضوع را سیاسی می‌داند.

مسئولان دولتی نیز پس ایجاد شبهات در باره‌ی افتتاح راه‌آهن شیراز-اصفهان برای توجیه این افتتاح آن را افتتاح اتصال راه‌آهن شیراز به خط راه‌آهن کشور خوانندند.

حقوق محسن میردامادی قطع نشده است

کلمه: مدیرکل امور مالی دانشگاه تهران در پی انتشار اخباری مبنی بر قطع شدن حقوق محسن میردامادی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: “به هیچ عنوان حقوق هیچ یک از اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران قطع نشده است.”

ساسان مهرانی با بیان این مطلب در گفت و گو با مهر افزود: “حقوق اعضای هیئت علمی بر اساس لیستی پرداخت می شود که دانشکده ها ارائه می دهند و به هیچ وجه حقوق هیچ فردی را قطع نمی کنیم. روال اداری در پرداخت حقوق اعضای هیئت علمی هر چه باشد همان اجرا می شود و مشکلی در پرداخت حقوق آنها وجود ندارد.”

مدیرکل امور مالی دانشگاه تهران ادامه داد: “حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران از خزانه دولت تامین می شود و نام هر فردی که در لیست از سوی دانشکده ها اعلام شود پرداخت می شود.”

علی کروبی به دیدار رئیس مجلس خبرگان رفت

کلمه: به دنبال دیدار و عیادت فرزندان هاشمی با علی کروبی درپی بازداشت و ضرب و شتم او در راهپیمایی ۲۲ بهمن، علی کروبی روز جمعه، به دیدارهاشمی رفسنجانی رفت.

به گزارش سحام نیوز، در این دیدار که در منزل رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام شد، علی کروبی شرحی از وقایعی که روز ۲۲ بهمن در مسجد و در اتوبوس و نیز پایگاه یگان ویژه بر او گذشته بود و ناسزاها و الفاظ رکیکی که از بازداشت کنندگان خود شنیده بود برای هاشمی رفسنجانی بازگو کرد.

به دنبال سخنان علی کروبی، آقای هاشمی رفسنجانی بسیار متاثر شد و هم ایشان و هم همسرشان هر دو هنگام صحبت های علی کروبی و شرح واقعه اشک می ریختند.

۱۳۸۸/۱۲/۰۱

عبدالله رمضانزاده ممنوع‌التدریس و حقوق محسن میردامادی قطع شد

کلمه:وب سایت ندای سبز آزادی گزارش داده که در ترم تحصیلی پیش رو عبدالله رمضانزاده از تدریس در دانشگاه تهران محروم شده است و هیچ واحد درسی برای تدریس به او ارائه نشده است همچنین گفته می شود حقوق دانشگاهی محسن میردامادی نیز قطع شده است.

گفتنی است که محسن میردامادی و عبدالله رضانزاده هر دو عضو هیئت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران هستند.

سه یار دبستانی / زهره مظفر

دیشب چشمم به آلبوم عکس بچه‌ها افتاد. همان‌طور که ورق می‌زدم عکس سه یار دبستانی: لیلا توسّلی، عارفه تاجزاده، فائزه مظفّر کلاس پنجم دبستان نور ایمان اردوی دماوند بود (سال 1371 یا 1372). آن‌ها مشغول بازی بودند، چه عکس زیبایی! اما چه دنیای کوچکی! چه سرنوشت مشترکی! مثل دانه‌های زنجیر به هم پیوسته و ناگسستنی، چه بی‌ریا و پاک و کاش همة ما از بچه‌ها یاد بگیریم و این همه کینه‌ورز نباشیم. حالا عارفه و فائزه نمی‌دانند برای یار دبستانیشان نگران باشند یا برای پدرانشان؟! آیا این بچه‌ها در آن ایّام هرگز فکر می‌کردند روزگاری چون امروز لیلاجان و خواهر بزرگترش ساراخانم (که او و همسر دربندش سخت دل‌نگران فرزند خردسالشان هستند!) با پدران آن‌ها هم‌بند و زندانی باشند؟ سرنوشت همة ما طوری به هم گره خورده که هیچ دستی نمی‌تواند آن را باز کند.

بنی آدم اعضــای یکدیگـرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوهــا را نمـــاند قرار
تو کـز محنت دیگران بی‌غمی نشـاید کـه نامت نهنـد آدمی

آن سه یار دبستانی امید داشتند و ما پدران و مادران آن‌ها نیز! که مبارزات و سختی‌‌های نوجوانی و جوانی همسرانمان، دخترانمان، پسرانمان، مادرانمان، پدرانمان و برادرانمان ثمره‌اش آزادی بچه‌هایمان باشد؛ اما افسوس که این دورِ باطل در این مُلک ادامه دارد!...
لیلایی که هرچه یادش می‌آید جز پاکی و اسلام‌خواهی از پدر و مادر و ایستادن بر سر آرمان و عقیده ندیده؛ عارفه‌ای که همیشه پدر و مادر را با یک دغدغه دیده: «اسلام، نظام و انقلاب» و فائزه‌ای که از پدر، جز خداترسی، صداقت و رعایت حقوق شهروندی برای همه ندیده. همو که پدر، عاشق خنده‌هایش، و او عاشق خنده‌های آقامصطفی...
و هنوز می‌پرسد: «مامان آقای تاجزاده هنوزم همان‌طوری می‌خنده؟» آن سه یار دبستانی می‌دانند و همة ما می‌دانیم بهار فرا می‌رسد و همه باهم می‌خندیم به این تراژدی تمامیت‌خواهان و انحصارطلبان...
اینک در ماه میلاد پیامبرمان، پیامبر رحمت و مهربانی و در آستانة بهار، بهار انقلابمان، بهار سرزمین عزیزمان ایران؛ زمستان ناچار است سر تعظیم به بهار فرود آورد و ما به امید و دعا زنده‌ایم و انتظار می‌کشیم آزادی دخترانمان، پسرانمان، مادرانمان، پدرانمان، برادرانمان و همسرانمان را...

رَبَّنا وَ تَقَبَّل دُعَاءِ اِنَّکَ لایُخلِفُ المیعادَ
(مظفّر «زهره»)
جمعه 30/11/1388

امضای عهدنامۀ وفای آیت الله توسلی به امام و انقلاب

کلمه-فاطمه طباطبایی:شور و شیدایی این مرد بزرگ به آرمان‏های امام، او را از وادی علم به طور سینای جهاد و مبارزه آورد و الطاف حکیمانۀ خداوند، نام او را در زمرۀ صدرنشینان صفوف مرصوص یاران امام قبل از انقلاب نوشت.

… لا یستوی مِنکم مَن انفَقٌ مِن قَبلِ‏الفَتحِ وَ قاتَلَ اولئکَ أعظَمُ دَرَجَة مِنَ‏الَّذینَ أنفَقُوا مِن بَعدُ و … (حدید/۱۰)

وقتی از من خواسته شد تا دربارۀ شخصیت عالم جلیل‏القدر آیت‏الله توسلی مطلبی بنگارم ناخواسته خاطرات سال‏های آغازین انقلاب در ذهنم جان گرفت، سال‏هایی که لحظه‏لحظه‏های آن سرشار از غربت و سختی بود، روزها و شام‏های دردآلودی که جاری نمودن نام امام بر لب جرمی نابخشودنی به حساب می‏آمد و از سوی رژیم شاهنشاهی عقوبت‏ها و شکنجه‏های مهلکی را در پی داشت و البته در آن ایام، ضربه‏های متحجرین و مقدس‏مآب‏ها هم کام انقلابیون را بیش از پیش تلخ می‏نمود .

یاد خاطرات آیت‏الله توسلی با تار و پود خاطرات آن سال‏ها چنان گره خورده و حضور مؤثر ایشان در آن حال و هوا چنان درخشیده است که یاد او تا ابد بر تارک تاریخ انقلاب اسلامی ایران باقی خواهد ماند. و هر بار که تقویم انقلاب ورق می‏خورد شمیم عطر‏آگین یاد این شخصیت عزیز از لابلای آن اوراق استشمام می‏گردد.

آیت‏الله توسلی هنوز نوجوانی نوخواسته بود که در مجلس درس موعظۀ امام در محلات اولین جرعه‏های عشق به امام را از ساغر وجود او نوش نمود و در پرتو نورانیت همان آغازین طلیعه‏های عاشقی بود که دست تقدیر او را در بازار لطف امام خریداری کرد.

یوسف عشق که از دور بدیدم گفتم بی‏گمان در سر بازار خریداری هست

عشق به امام‏خمینی که، عشق به همۀ خوبیها است، او را شیفته و مشتعل نموده و از محیط گرم خانوادگی جدا و راهی قم نمود. او در طی سالهای تعلیم و تعلم در مجلس اساتید و رجال فراوانی می‏نشست و از فیض آنها بهره می‏برد ولی ارادت او به جلسات علمی و عملی امام از سنخ دیگری بود و زبان حالش نسبت به وجود امام این بود که:

سر خم‏ها گشودم زهزار خم چشیدم چو شراب دلکش تو به دل و سرم نیامد

شور و شیدایی این مرد بزرگ به آرمان‏های امام، او را از وادی علم به طور سینای جهاد و مبارزه آورد و الطاف حکیمانۀ خداوند، نام او را در زمرۀ صدرنشینان صفوف مرصوص یاران امام قبل از انقلاب نوشت. ذکر روز و شب او در کنار تسبیح و سجاده و در پای کتاب و دفتر و در کانون گرم خانوادگی، یاد امام و آرمان‏های انقلاب بوده غم دوری از امام در زمان تبعید امام او را چنان به ستوه می‏آورد که بنا به قول همسر خوب و نازنینش شب‏های فراق تا سپیده‏دم از سر سوز و درد قدم می‏زد گویا در میثاق ازل و عهد الست عهدنامۀ وفای او به امام و انقلاب امضا شده بود و او چنان در امام و انقلاب فانی بود که زندگی شخصی‏اش در حاشیه این متن جاری می‏شد و پس از امام به رسم وفاداری و به حکم مسئولیت‏شناسی در دفتر او باقی ماند و چراغ روشن این دفتر گشت و در آن زمان که آفتاب عمر، آخرین پرتوهایش را از بام زندگی او بر می‏چید باز هم نام امام و پیام امام را در زبان داشت که: «حرف امام این بود»

خدایش بیامرزد و او را در بوستان عالم قدس در کنار یاران صدیق امام بنشاند. آمین

منبع:سایت جماران

جزئیات ضرب‌و‌شتم اشرف بروجردی و پسرانش در راهپیمایی ۲۲بهمن

کلمه:معاون وزیر کشور دولت اصلاحات و همسر و خواهر شهید از ضرب و شتم خود و دو پسرش در راهپیمایی ۲۲ بهمن خبر داد و گفت:«دستمزد ما از نظام و انقلابی که برای آن همه چیز خود از جمله همسر و برادر خود را تقدیم آن کردیم و سختی‌های فراوان کشیدیم، ضرب و شتم در راهپیمایی ۲۲ بهمن نبود.»

اشرف بروجردی در گفتگو با «پارلمان‌نیوز»، در تشریح اتفاقات رخ داده در راهپیمایی ۲۲ بهمن برای خود و پسرانش، اظهار داشت:«طبق سنت ۳۰ سال گذشته، من و دو پسرم از خیابان آزادی وارد جمعیت شده تا در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنیم.»

وی ادامه داد:« هنوز ۵ دقیقه از حضور ما در جمعیت نگذشته بود بدون آنکه حرکت خاصی کرده باشیم و در حالیکه شعارهای هماهنگ با بلندگو را تکرار می‌کردیم، ۳-۴ نفر به ما حمله کرده و سیلی محکم بر گوش یکی از پسرهایم زدند به طوریکه عینکش از صورتش افتاد.»

عضو شورای عالی بنیاد باران تصریح کرد:«زمانیکه اعتراض کردم و گفتم چرا این کار را می‌کنید و حق ندارید پسر من را بزنید، من و پسرم را با هم بردند و یکی دیگر از پسرهایم را از ما جدا کردند.»

وی با بیان اینکه ما را به داخل اتوبوسی بردند که جمعیت زیادی مثل ما را داخل آن بازداشت نگه داشته بودند، گفت:« هیچ یک از افرادی که داخل اتوبوس بازداشت بودند علت دستگیری خود را نمی‌دانستند و این درحالی بود که با بدترین الفاظ و با بی‌نزاکتی تمام به آن جمع توهین و هتاکی می‌شد.»

بروجردی یادآور شد:«زمانیکه کسی در داخل اتوبوس اعتراض می‌کرد که چرا توهین می کنید در مقابل همین یک جمله اهانت‌های بیشتری را روا می‌داشتند و می‌گفتند ما حق داریم و آزادیم هرگونه برخوردی انجام دهیم.»

معاون وزیر کشور دولت اصلاحات با بیان اینکه سئوال من از نمایندگان مجلس این است که چه کسی این حق را به آنها داده است، گفت:«نمایندگان اگر نماینده واقعی ملت هستند و وظیفه نظارتی دارند باید به این رفتارها که در جامعه و با شهروندان صورت می‌گیرد نظارت کرده و سئوال کنند دلیل این رفتار ها چه بوده و مسئولیت آن با چه کسانی است.»

وی ادامه داد:«پسر دوم من را بدون انکه هیچ نماد سبزی داشته باشد و یا اعتراض و شعاری داده باشد به یک کوچه بن‌بست برده و چهار نفری او را کتک زده بودند.»

بروجردی گفت:«درحالیکه من و پسر اولم در اتوبوس بازداشت بودیم، پسر دیگرم را بدون کفش با دست‌هایی که از پشت بسته شده بود و عینک به چشم نداشت پیش ما آوردند.»

عضو شورای عالی بنیاد باران تصریح کرد:« پسران من فرزندان شهید هستند، پدر آنها از شهدای هفتم تیر است و خودشان از متدین‌ترین و مذهبی‌ترین فرزندان انقلاب هستند، چگونه این رفتار با آنها قابل توجیه است؟»

وی در ادامه توضیح برخورد صورت گرفته در راهپیمایی ۲۲ بهمن با خود و فرزندانش گفت:«بعد از مدتی مردها و زن ها را از هم جدا کردند.خانم‌ها را به خیابان وزرا و آقایان را به خیابان انقلاب بردند، با توجه به اینکه حال من بد بود ساعت ۳ بعد از ظهر رهایم کردند اما از سرنوشت بقیه خبر ندارم و با پیگیری‌های انجام شده موفق شدم پسرهایم را نیز ساعت ۱۱ شب آن روز نجات دهم.»

بروجردی تاکید کرد:« سئوال اصلی من این است که چرا این افراد که نام خودسر یا لباس شخصی و یا هر نام دیگری دارند می‌توانند آزادانه به مردم حمله کرده کتک بزنند اهانت کنند و بگویند حق داریم؟این حق را چه کسی در جامعه اسلامی به آنها داده است؟»

وی با بیان اینکه هنوز آثارجراحت بر روی بدن پسر من هست و هر کس بخواهد می‌تواند از این ضرب و شتم مطمئن شود، گفت:«آیا هنوز زمان آن نرسیده که این افراد خودسر کنترل شوند؟چه کسی قرار است این‌ها را کنترل کند؟آیا امنیتی که شعار آن را می‌دهند در جهان تک است و همتا ندارد،این است؟»

برجردی خاطر نشان کرد:«دستمزد یه خانواده شهید که عزیزان خود را برای نظام و انقلاب داده‌اند و خود من در مراحل مختلف برای نظام زحمت کشیده‌ام، برخورد و اهانت است؟»

وی با بیان اینکه آقایان از خودبپرسن جوانان جامعه ما که شاهد این برخوردهای خشن هستند چه قضاوتی از نظام خواهند کرد، تاکید کرد:«نمایندگان مجلس نباید در مقابل این اقدامات کوتاه بیایند و باید این مساله را پیگیری کنند.»

۱۳۸۸/۱۱/۲۷

عکسی از وقایع ایران بهترین عکس خبری سال جهان شد

جایزه‌ی بهترین عکس سال در مطبوعات جهان، امروز، جمعه ۲۳ بهمن‌ماه برابر با ۱۲ فوریه از سوی World Press Photo اهدا شد. این معتبرترین جایزه‌ی عکس‌های مطبوعاتی جهان، هر سال در ۱۰ زمینه‌ی‌ مختلف اعطا می‌شود.

در رقابت‌های این دوره، عکسی از اعتراضات مردم ایران، پس از انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست جمهوری، برنده‌ی جایزه‌ی اصلی امسال شد.

“پیترو ماستورزو”، عکاس مستقل ایتالیایی این عکس را چند روز پس از انتخابات و در لحظه‌ی تاریکی از شب ثبت کرده‌است که در آن یک زن ایرانی بر بام خانه‌ای در تهران به نشانه‌ی اعتراض فریاد “الله اکبر” سر داده‌است.

“ایپری کارابودا اسر”، رئیس هیئت داوران در نشست مطبوعاتی در باره‌ی عکس فوق گفت: “این عکس آغاز یک تاریخ عظیم را نشان می‌دهد.” وی ادامه داد: “این عکس به اطلاعات موجود بُعد می‌بخشد و به لحاظ بصری تاثیرگذار است.”

عکس‌های ۶۳ عکاس از ۲۳ کشور مختلف به مرحله‌ی نهایی این دوره راه یافتند و در ۱۰ زمینه، از “ورزش” و “اخبار” گرفته تا “پرتره”،‌ به رقابت پرداختند. ۵۸۴۷ عکاس در این رقابت‌ها صد و یک هزار و نه صد و شصت عکس خود را برای این دوره ارسال کرده‌بودند.

محتشمی پور: پشت سر تمام فتنه‌هایی که رخ داده، انجمن حجتیه را می‌بینم

شبکه جنبش راه سبز (جرس): علی اکبر محتشمی پور از اعضای برجسته مجمع روحانیون مبارز در گفتگویی با خبرگزاری کار ایران - ایلنا- انجمن حجتیه را عامل فتنه های اخیر کشور دانست. او که از جدی ترین منتقدان این انجمن و مصباح یزدی یا به گفته خود وی "فرقه مصباحیه" است در این مصاحبه می گوید: كسانی كه سعی می‌كنند امام را در مقابل قانون و مردم قرار دهند، یا کسانی هستند که مخالف نهضت امام بودند و یا در مبارزه نقشی نداشته‌اند و امام را همراهی نمی‌کردند (البته بسیاری از آنها از نظر سنی به انقلاب نمی‌رسند و منظور ایدئولوگ‌های آنهاست) و به اصطلاح جزو مسلمانان “بعد الفتح” به حساب می‌آیند.

وی ادامه داد: این جریانات تا زمانی كه امام حیات داشتند، به گوشه‌ای خزیده بودند، اما بعد از ارتحال ایشان، در مراكز مختلف برای پیشبرد اهداف خودشان (كه احیانا مقابله با نظام است) نفوذ كردند و اكنون این سخنان را مطرح می‌كنند كه امام بنا بر مصلحت از مردم سخن می‌گفتند، بیان اصل جمهوریت ناشی از شرایط زمان و مكان بوده است و یا اینکه ایشان در پاریس مجبور بوده است كه این سخن را بگوید و این مساله اصالتی در اندیشه ایشان نداشته است، بلكه قائل به خلافت اسلامی بوده‌اند.

محتشمی‌پور با بیان اینکه اینها به این خاطر كه با اساس نهضت امام مخالف بودند، این حرفها را می‌زنند، تصریح کرد: من به طور مشخص می‌توانم از جریان انجمن حجتیه نام ببرم كه الان بسیار قدرت پیدا كرده‌ است و پشت سر تمام این فتنه‌هایی که رخ داده این انجمن را می‌بینم. این تفكر در دوره فعلی، در قالب برخی بنیادها و تشكل‌ها با عناوین و اسامی دیگر فعال است و در بسیاری مراكز نفوذ دارد و از طریق برخی چهره‌ها و شخصیت‌هایی كه در زمان امام اجازه مطرح شدن نیافتند و افكارشان دقیقا مخالف امام است عمل می‌كنند. البته آن چهره‌ها كه طرفدار برخوردهای خشن هم هستند، تلاش می‌كنند تا اینگونه جلوه دهند كه مانند امام می‌اندیشند، در حالی كه آن بزرگوار مخالف كاربرد خشونت، حتی در مقابل رژیم شاه بود.

این همراه امام در دوران تبعید خاطرنشان کرد: در فرانسه، چندین‌بار از درون ارتش شاهنشاهی تماس گرفتند و گفتند که آمادگی حركت را مسلحانه داریم و یا برخی گروه‌های اسلامی پیشنهاد كارهای مسلحانه می‌دادند، اما امام قبول نمی‌كردند و در مقابل چهره زیبای اسلام را دیدیم كه مردم به ارتشی‌ها گل می‌دادند كه این روش امام بود.

تفكر انجمن حجتیه متحول شده است

وی ادامه داد:الان شاهد هستیم كه جریانات فرقه‌گرایی وجود دارند كه حكومت و گروه‌های مختلف را تشویق می‌كنند كه دست به خشونت بزنند و درگیری ایجاد كنند.
عضو مجمع روحانیون مبارز با بیان یکی از سخنان امام مبنی بر اینکه بعضی‌ها (انجمن حجتیه) معتقدند حركت‌های اصلاح نباید صورت گیرد تا فساد فراگیر شود و این مقدمه ظهور حضرت ولیعصر(عج) باشد، اظهار داشت: طبق اطلاعاتی كه دارم، تفكر انجمن حجتیه متحول شده است و اکنون اعتقاد دارند كه ”نباید دست روی دست بگذاریم تا فساد جهان را فراگیرد و مقدمه ظهور امام زمان باشد، زیرا این امر باعث می‌شود تا حركت‌هایی برای اصلاح جامعه صورت گیرد و ظهور عقب بیفتد و لذا وظیفه ماست كه كمك كنیم تا فساد همه‌جا را فراگیرد. در همین راستا تخریب اخلاق، اقتصاد، سیاست و... در دستور كار آنها قرار گرفته تا حضرت ظهور كند. “

محتشمی‌پور هشدار داد: این گرایش جدید برای نظام، انقلاب و همه‌چیز ما بسیار خطرناك است.

امام به انجمن حجتیه پیام داد، نیازی به جوانهای شما نداریم

وی در پاسخ به این سوال که آیا صاحبان تفکر مذکور در زمان ابراز وجود می‌كردند؟ با بیان اینکه امام اجازه ندادند كه چنین اندیشه و خطری در زمان حیاتشان ابراز وجود كند، خاطرنشان کرد: انجمن حجتیه در اول انقلاب، به امام پیام دادند كه جوانان تحصیلگرده‌ای را داریم كه می‌توانند در كشور مدیریت كنند؛ ایشان هم پیام دادند كه ما نیازی به جوان‌های شما نداریم و این جوانان و مردمی كه انقلاب كردند، خودشان می‌توانند كشور را اداره كنند.

محتشمی‌پور تصریح كرد: انجمن حجتیه وقتی به مرور مشاهده كرد كه جایگاهی در جامعه ندارد و بدبینی و نفرت عمومی نسبت به آنها كه قبل از انقلاب با ساواك همراهی می‌كردند، وجود دارد، اعلام انحلال كرد، اما این ظاهر مساله بود، زیرا ارتباطات تشكیلاتی انجمن حجتیه، در خانه‌های تیمی‌شان برقرار بود و فقط ظهور و بروز علنی نداشت. اما پس از رحلت امام آزادی مطلقی یافتند.

آفت اصلی انقلاب از نظر امام، قرار گرفتن نامحرمان در مصدر امور بود

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در ادامه این گفتگو درباره آفت‌های درونی انقلاب از منظر امام، یادآور شد:آفت اصلی برای نظام و انقلاب از دیدگاه امام این بود كه نامحرمان و كسانی كه در انقلاب و نهضت مردم نقشی نداشتند و یا بی‌تفاوت بودند، در مصدر امور قرار گیرند و با این تعبیر كه “خدا آن روز را نیاورد” ین دغدغه را بیان کردند که اهمیت آن رانشان می‌دهد.

محتشمی‌پور با طرح این سوال که نامحرم كیست؟ تصریح کرد: آیا نا محرم جز كسانی هستند كه با نهضت مخالفت كردند؟ جز انجمن حجتیه و تفكر متحجران و مقدس‌مآبانی كه با اصل نظام مخالف بودند و طرفدار آن بودند كه شاه با تمام جنایاتی كه مرتكب شده، روی كار بماند؟

وی هشدار داد: اگر آنها با لباس جدید مانند گرگ در لباس میش، وارد صحنه شوند و انقلابی‌تر از نیروهای انقلابی شعار دهند و طرفدار ولایت فقیه شوند فرزندان امام و انقلاب ضدولایت فقیه معرفی شوند، همه‌چیز را به مسلخ دشمن می‌برند و انقلاب را از ریشه قطع می‌كنند.

صحنه جان سپردن ندا آقا سلطان برنده بهترین فیلم خبری سال شد

معذوریت از انتشار هویت تصویر بردار صحنه قتل ندا آقا سلطان
شبکه جنبش راه سبز (جرس): فیلم صحنه جان سپردن ندا آقا سلطان برنده جایزه بهترین فیلم خبری سال شد.

به گزارش بی بی سی ، روز سه شنبه، 27 بهمن (16 فوریه)، اسامی برندگان جایزه روزنامه نگاری جورج پولک George Polk برای بهترین فیلم های خبری در سال 2009 انتشار یافت و اعلام شد که تصویربردار ناشناسی که با استفاده از گوشی تلفن همراه صحنه قتل ندا آقا سلطان را در جریان تجمع معترضان به نتیجه انتخابات ایران ضبظ کرده و در دسترس جهانیان قرار داده بود بهترین تصویر بردار خبری سال شناخته شده است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس، این نخستین بار است که اهدا کنندگان جایزه جورج پولک فردی ناشناخته را به عنوان یکی از برترین گزارشگران خبری سال بر می گزینند و مورد تقدیر قرار می دهند.

گفتنی است سایت جرس از هویت تصویربردار صحنه قتل ندا آقا سلطان و در واقع برنده ناشناخته این جایزه اطلاع کامل دارد، اما از آنجایی که جان این شهروند ممکن است به خطر بیفتد از انتشار نام و هویت او در این مقطع زمانی معذور است.

جوایز جوبج پولاک، که هر ساله توسط دانشگاه لانگ آیلند اهدا می شود، از معتبرترین جوایز برای روزنامه نگاران آمریکایی و خارجی در رشته های مختلف روزنامه نگاری است.

جان دارنتون، که سرپرستی هیات اعطا کننده جایزه را برعهده دارد، با صدور بیانیه ای گفته است که اگرچه فیلم کوتاه جان دادن ندا آقا سلطان توسط فردی ناشناخته ضبط و منتشر شد، اما میلیونها نفر در سراسر جهان بیینده آن بوده اند و این اثر به "تصویری نمادین از مقاومت مردم ایران" تبدیل شده است.

در این بیانیه آمده است که "اعطای جایزه به این فیلم به منزله بزرگداشت این واقعیت است که در جهان امروز، یک رهگذر عادی مجهز به دوربین تلفن همراه می تواند با بهره برداری از شبکه های اجتماعی اینترنتی حاصل کار خود را در اختیار همگان قرار دهد."

با انتشار این فیلم، تصویر ندا آقا سلطان نمونه ای از کاربرد خشونت کم سابقه بک نظام حکومتی علیه مردم خود در جهان امروز معرفی شد و خشم و انزجار جهانی را علیه سرکوب شهروندان توسط نیروهای امنیتی برانگیخت.

مقامات جمهوری اسلامی افراد و گروههای گوناگون را به قتل ندا متهم کرده اند

در مقابل، مقامات جمهوری اسلامی هر نوع ارتباط دستگاه های دولتی با این قتل را تکذیب کرده و کسان دیگری از جمله خبرنگاران خارجی، تظاهرکنندگان، رهگذران، یک پزشک شاهد صحنه و نامزد ندا آقا سلطان را به دست داشتن در قتل او متهم ساخته اند.

در چند مورد نیز دستگاه های دولتی برای اثبات نظر خود به برگزاری تظاهرات و حتی اجرای تئاتر خیابانی علیه کسانی که متهمان به این قتل خوانده شده اند مبادرت کرده اند که واکنش منفی معترضان و بستگان ندا آقا سلطان را در پی داشته است.

همزمان، با وجود اینکه دولت جمهوری اسلامی محدودیت های شدیدی را در زمینه انتشار و دسترسی مردم به اطلاعات و اخبار تحولات داخلی به اجرا گذاشته است، تهیه و انتشار گزارش های خبری و تصویری اعتراضات مردم توسط شهروندان عادی و با استفاده از وسایل ابتدایی پدیده ای جدید در عرصه اطلاع رسانی و مقابله با سانسور معرفی شده است.

در فهرست برندگان جوایز جورج پولک برای سال 2009، نام دیوید رودز، گزارشگر نشریه نیویورک تایمز نیز دیده می شود که به خاطر گزارش ماجرای ربوده شدن و اسارت خود توسط گروه طالبان مورد تقدیر قرار گرفت.

جایزه سالانه دیوید پولک در روزنامه نگاری در سال 1948 به یادبود دیوید پولک، گزارشگر شبکه خبری سی بی اس، ایجاد شد که هنگام تهیه خبر از جنگ داخلی یونان جان خود را از دست داد.

این جایزه هر ساله به بهترین کار در رشته های مختلف روزنامه نگاری از جمله گزارش خارجی، گزارش رادیویی، گزارش تلویزیونی، گزارش اقتصادی، گزارش کارگری، گزارش اینترنتی، تصویر خبری و چند رشته دیگر اعطا می شود.

عكس ماهواره اي ميدان آزادي در روز 22 بهمن 1388

به حجم جمعيت چندين ميليوني ! در محوطه ميدان دقت كنيد...