کلمه – گروه سیاسی: نامش، مرامش و از دست رفتن جانش. این سه مورد، ظاهرا تنها واقعیتهایی است که درباره شهید رامین رمضانی مورد توافق است. او در حاشیه راهپیمایی ۲۵ خرداد، در جریان تیراندازی از پایگاه بسیج ابتدای خیابان محمدعلی جناح موسوم به “حوزه ۱۱۷ نینوا” به ضرب گلوله به شهادت رسید.
رامین رمضانی، جوانی است که جانش را در روز ۲۵ خرداد، بر اثر شلیک گلوله از دست داده است. رسانههای نزدیک به حکومت ادعا میکنند که “فتنهگران” عامل قتل او هستند، اما پدر او، مدعی است که لااقل یکی از قاتلان او را میشناسد: ظفرعلی براتلو، معاون امنیتی استاندار تهران، که به صدور دستور رگبار و استفاده از تیر جنگی توسط افراد حاضر در پایگاه بسیج مورد اشاره، اعتراف کرده است.
پدر رامین رمضانی سه روز قبل در مصاحبه با کلمه، با اشاره به آخرین مراجعه خود به دادگاه در ۱۷ مهرماه گذشته، از ادعای مقامات قضایی مبنی بر اینکه “قاتل را نمیتوانیم پیدا کنیم” خبر داد و خاطرنشان کرد: “بعد از کشته شدن رامین به دیدن آقای ظفر علی برات لو معاونت اجتماعی – امنیتی استانداری تهران رفتم. او گفت که در آن روز ناچار شده اند دستور شلیک بدهند. او گفت وقتی شهر شلوغ شد ابتدا به دستور مقامات بالاتر به نیروهای مستقر در میدان گفته است ۴۰ دقیقه با گلوله پلاستیکی و مشقی مردم را پراکنده کنند، اما وقتی دیده اند که فایده ای ندارد دستور رگبار را صادر کرده اند . این آقا در چشمان من نگاه کرد و این حرفها را زد.”
چند ساعت پس از انتشار این مصاحبه در سایت کلمه، سایت راستگرای الف گزارشی از دیدار گروهی از فعالان حامی دولت در فضای مجازی با خانواده رامین رمضانی را به نقل از وبلاگ آذرپاد منتشر کرد که روایتی یکسره متفاوت را از شهادت این جوان و نیز ماجرای درگیریهای جلوی پایگاه بسیج خیابان جناح ارائه میداد. سایت امروز بود که به تفاوت نگاه این دو روایت، توجه و آن را برجسته کرد.
هرچند در این گزارش نیز – برخلاف ادعاهای پیشین رسانههای حامی دولت – اعتراف میشود که از سوی “مافوق” دستور استفاده از “گلوله جنگی” صادر شده است و همچنین اذعان شده که مقام مافوق تاکید کرده که “هرطور شده از پایگاه حفاظت کنید”، اما با این حال روایتی که از سوی این حامیان دولت ارائه میشود، آنچنان است که گویی که رامین رمضانی و دیگر قربانیان آن روز، قصد تسخیر پایگاه بسیج را داشتهاند و به همین خاطر به قتل رسیدهاند!
جالب است که نویسنده وبلاگ آذرپاد هم تیتر مطلب خود را اینگونه انتخاب کرده است: “عاشورا در حوزه بسیج ۱۱۷ نینوا تکرار شد” اما مشخص نکرده که امام حسین و یزید آن صحنه چه کسانی بودند!
روایت پدر این شهید در جای دیگری هم با تصویری که حامیان احمدی نژاد ارائه میکنند، متفاوت است؛ آنجا که آنها مینویسند: “می دانستیم که خانوادهاش تا حدودی سبز هستند، اما قرار بر شنیدن حرفهایشان شد.” ولی پدر این شهید در مصاحبهاش با کلمه، در پاسخ به این سؤال که آیا کسی از دولتیها هم تا به حال به شما سر زده، میگوید: “یک بار از هلال احمر، یک بار هم از شهرداری و استانداری تهران به خانه ما آمدند. یک بار هم نه – ده نفر که می گفتند سپاهی اند یا وابسته به سپاه، آمدند. آنها فقط به حرفهای ما گوش دادند و سر تکان دادند و اظهار تاسف کردند و رفتند.”
او ادامه میدهد: “هر روز که می گذرد حال ما بدتر و بدتر می شود. همه می گویند گذشت زمان داغ را سرد می کند، ولی گذشت زمان برای ما هیچ فایده ای نداشته است و هر روز وضع روحی مان بدتر می شود. فکر می کنم دلیلش این است که می بینیم کسی نمی خواهد عدالت را در این باره اجرا کند. قاتلان رامین در امنیت کامل زندگی شان را می کنند و کسی کاری به کارشان ندارد و این واقعا دردآور است. این روزها بهترین جا برای من و مادر رامین بهشت زهرا و بر سر مزار رامین است. باور کنید هیچ جا نمی رویم، هیچ مهمانی و دعوتی را قبول نمی کنیم، آنقدر کاممان تلخ است که جایی به ما خوش نمی گذرد. می گوییم چرا کام دیگران را هم تلخ کنیم. ولی امیدوارم خداوند تقاص خون این جوان بی گناه و دیگر شهدای سبز را بگیرد.”
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر