۱۳۸۹/۰۹/۰۱

نلسون ماندلا-سید عطاالله مهاجرانی

کتاب تازه “نلسون ماندلا” را می خواندم. نام کتاب: « گفتگو با خودم» هست؛ واگویه های نلسون ماندلا. تردیدی نیست که او در زمره عزیزترین و شریفترین انسانهای روزگار ماست. بیست و هفت سال در درون زندان ماند و از لای میله های سلولش در جزیره “روبن” به روشنایی نگریست؛ به آبی فیروزه ای اقیانوس؛ به آبی آرام آسمان و ابرهای نقره ای.. از زندان بدون کینه بیرون آمد. مهربان و متواضع به میان مردم خود بازگشت. با تبسم و مهر و اشک با آن ها سخن گفت. هیج کس سیاه یا سفید از او خاطره ای تلخ ندارد. کتابش با عبارت معنی داری آغاز شده است: اول سه نقطه! … انگار سخن او از ژرفای تاریخ می جوشد؛ از جایی که داغ و درفش و زندان بود و زندانی و آرمان خجسته ی آزادی.

سلول زندان جایی آرمانی ست تا انسان خودش را بشناسد و با واقعیت جریان ذهن و احساس خویش آشنا شود. ماندلا از آن فرصت طولانی- بیست و هفت سال- استفاده کرد. اندیشه و احساس خود را شناخت. با قلبی بزرگ و سرشار از مهر با چشمانی شفاف که همواره برق راستی و درستی در آن می درخشد. به میان مردم خود ، به صجنه جهان آمد. باراک اوباما به درستی در مقدمه خویش بر همین کتاب، در باره ماندلا نوشته است: “نمی توان تاریخ دهه های اخیر جهان را بدون نام ماندلا خواند.” به گمانم نه تنها در دهه های اخیر بلکه پس از سده ها دو نام از قرن بیستم و پاره ای از قرن بیست و یکم برجای می ماند. نام گاندی و نام ماندلا…نام هایی که هر کس می شنود حس مهر و شفقت در او می جوشد. نام هایی که دست هایشان به خون هیچکس آلوده نشد. با شکیبایی و مدارا و مهر دربرابر قساوت و خشونت ایستادند و هر دو پیروز شدند. نام های دیگری هم در این قرن مدتی بر زبان ها گشته است و یا می گردد. نام استالین و هیتلر و موسولینی و صدام و… نام هایی که طنین هر کدام توفانی از درد و رنج و بی رسمی و آوارگی را برای هزاران نفر، بلکه میلیون ها نفر تداعی می کند.

ما ایرانیان در تاریخ معاصر خود نام هایی را داریم که بر سر پیمان خویش با عدالت و مهر و مردم پایدار ماندند. رنجهای بسیاری را تحمل کردند. درخشانترین آن نام ها نام آیه الله منتظری است. نامی که نام و نشانی از هویت حقیقی ملت ما بود. فردی که به شایستگی و به حق به عنوان رهبر معنوی جنبش سبز ملت ایران مطرح شد. این نام ها، نام ماندلا و گاندی و منتظری نام های ماندگارند. نام هایی که برای همیشه طنین نامشان انسان آرمانی را تداعی می کند.

هیچ نظری موجود نیست: