۱۳۸۹/۰۳/۱۲

ترفند سیاهی که اسباب رسوایی شد؛ تئوری بافی به اسم فوکویاما-ن.زارع

راه رسوایی

فایده دروغ پردازی هایی نظیر آنچه درباره دیدگاه فوکویاما پیرامون تشیع مطرح شده کاملا مشخص است. تئوریسین های حکومت از آنجا که خود را قادر به توجیه ایدئولوژی سیاسی موجود نمی بینند نیازمند دشمنانی هستند که بتوانند به واسطه آنها افکار عمومی را درباره درستی وضع موجود قانع کنند.خلق خبری سراسر دروغ درباره موضع فوکویاما پیرامون تشیع هم زاییده همین تصور است.چنانکه در انتهای این خبر دروغ به نقل از فوکویاما آمده است:" در صورت تضعیف ولایت فقیه، رفاه طلبی، جای شهادت طلبی را می گیرد و پس از آن اندیشه عدالتخواهی و انتظار نیز از جامعه رخت بر می بندد."این گزاره نیت تدوین کنندگان دروغ را به خوبی برملا می کند و هدف آنها را که کسب مشروعیت برای ولایت فقیه بوده نشان می دهد. پیام تدوین کنندگان این دروغ به مخاطبانشان آن است که اگر می خواهید توطئه های دشمن را ناکام بگذارید باید هر طور شده از ولایت فقیه پشتیبانی کنید. ماجرا اما به این جا ختم نمی شود و تدوین کنندگان دروغ راه رسوایی را تا انتها می پیمایند و به گونه ای از آن بهره می برند که گویی خود دروغ خود را باور کرده اند.

حلقه دروغ سازان

اگر عبارات فوکویاما و تشیع را در موتورهای جستجوی اینترنتی وارد کنید بیش از دویست پایگاه اینترنتی را به شما نشان می دهد که خبر دروغ مربوط به دیدگاه فوکویاما پیرامون تشیع را بازتاب داده اند. عمده این صفحات اینترنتی مربوط به نهادهای حکومتی یا وبلاگ های طرفداران حکومت است که بسیاری از آنها احتمالا اطلاعی هم از دروغ بودن این خبر نداشته اند.

دروغ رندانه درباره دیدگاه فوکویاما پیرامون تشیع در واقع نخستین بار توسط "پیام فضلی نژاد" عضو مرکز پژوهشی کیهان در دانشگاه تربیت معلم در سال 1387 مطرح شد. فضلی نژاد که پروژه اصلی اش در روزنامه کیهان بدنام سازی چهره های موجه جریان اصلاح طلب از طریق ادعاهای بی پایه ای مانند ارتباط آنها با جریان فراماسونری است در دروغی که به نقل از فوکویاما منتشر ساخته نیز همین پروژه را دنبال کرده است. او احتمالا در تدوین این دروغ تنها نبوده و از حلقه همفکرانش در مرکز پژوهشی کیهان هم بهره گرفته است تا سرانجام رنگ و لعاب های لازم برای نشر چنین دروغی فراهم شده است. کیهان نشینان برای آن که از دروغ ساخته و پرداخته خود بیشترین بهره را ببرند آن را به تئوری جنگ نرم ربط داده و فضلی نژاد هم به عنوان راوی این دروغ گفته است که "شاه کلید تئوری جنگ نرم فوکویاما ناظر به تحقق فروپاشی ایدئولوژیک شیعه در ایران و تغییر گفتمان غالب انقلاب بوده است." با آگاهی از این که فوکویاما اساسا حضور در کنفرانسی به نام کنفرانس "بازشنای هویت شیعه" را تکذیب کرده و منکر بیان چنین اظهاراتی شده است بی پروایی سازندگان این دروغ از رسوایی احتمالی در نوع خود قابل تامل است. آنها ریسک این رسوایی را پذیرفته اند تا در نهایت پروژه خود یعنی بدنام سازی جریان اصلاح طلبی ایرانی را پیش ببرند. چنانکه فضلی نژاد هم پس از بیان دروغ هایش درباره ارزیابی فوکویاما از جهان تشیع بلافاصله آن را به جریان روشنفکری دینی ایران ربط داده و ادعا کرده است که "شاه کلید تئوری جنگ نرم ناظر به تحقق فروپاشی مکتب شیعه در ایران و کودتا علیه گفتمان انقلاب اسلامی است که کسانی چون "محمد مجتهد شبستری"، "هاشم آقاجری" و "عبدالکریم سروش" به دنبال آن هستند. چنین اظهاراتی که از اساس بر پایه یک دروغ بنا شده اند دستاویزی برای برخی از چهره های حکومتی هم بوده تا تحلیل های خود از شرایط کشور را با توسل به آن پیش ببرند.

این فراز از نقل قول در برخی برنامه های تلویزیون نیز توسط مصاحبه شوندگان ذکر می شود.

آقای مسعود صدر الاسلام(شفق) نیز در جلسه توجیهی جمعی از روحانیون حکومتی در مشهد که در آبانماه سال ۱۳۸۸ برگزار شد، و در آن بنا بر ادعای خودش در راستای پیاده کردن نظر رهبری برای روشنگری و اشاعه این روشنگری ها توسط شنوندگان در استانهای خود، در یک سخنرانی تقریبا سه ساعته اخبار جعلی و شبهه برانگیزی در رابطه با بسیاری از جریانها و شخصیت های سیاسی کشور مطرح می کند.. او نیز عینا به همین فراز از نقل قول فوکویاما اشاره و عینا داستان دو بال را مطرح می کند.

دروغ از پس دروغ

"داوود احمدی نژاد" برادر "محمود احمدی نژاد" که مسوولیت کمیته ای به نام پدافند غیرعامل را به عهده دارد یکی از کسانی است که با دامن زدن به دروغ مربوط به دیدگاه فوکویاما درباره تشیع دست به تفسیر و تشریح آن زده است. او بهمن ماه گذشته در یک سخنرانی ابتدا قسمت هایی از این دروغ را که مربوط به دیدگاه فوکویاما درباره مقابله با ولایت فقیه بود بیان کرده و در تفسیر خود از آن گفت که " ولايت ساز و برگ غربي‌ها را نقش برآب كرده و فرمول امام شما را در جهان حاكم كرده است." "حجه الاسلام والمسلمين شيرازي" نماينده ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز از دیگر کسانی است که با دامن زدن به دروغ مربوط به فوکویاما آن را تفسیر کرده است. او حتی دروغی دیگر را چاشنی این دروغ کرده و از قول فوکویاما آورده است که : "شيعه ، عاشورا را با لباس سرخ و سبز ترسيم مي كند بنابراين بايد لباس سرخ را به تن ايراني ها کرد و آن ها را به عنوان تروريست معرفي کنیم ولباس سبز را به تن سرباز آمريكايي کرد تا نگاه ها را نسبت به امريكا واسرائيل عوض كنيم." برخی از مخاطبان ساده اندیش پایگاه های خبری حامی حکومت هم که دروغ مربوط به فوکویاما را باور کرده اند ،در کامنت های خود پای اظهارات نقل شده از او عباراتی را نوشته اند که مکانیزم تاثیر گذاری دروغ بر ذهن مخاطبان را نشان می دهد.برای نمونه یکی از این مخاطبان با استناد به نقل قول های فوکویاما نوشته است "شيعه به مثابه روحي والاست که در ديد چشمان تنگ نظر ماديون و غربي ها ديده نمي شود و مي تواند همه عالم را تسخير کند و هرکه با شيعه درافتاد، برافتاد."

کشیدن نقشه مار

پلاکاردهایی با مضمون "دروغ ممنوع" که در تجمع های خیابانی انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به وفور در دست هواداران جنبش سبز دیده می شد اعتراضی آشکار از سوی شهروندان به دروغ هایی بود که در شکل های مختلف از سوی حکومت مطرح می شود. ماجرای نقل قول خیالی از فرانسیس فوکویاما یک نمونه رسوا شده از این جنس دروغ پردازی هاست اما دروغ هایی از این دست به حدی وسیع است که هر هفته و هر روز می توان رد پای آن را در رسانه ها و سخنان حامیان حکومت سراغ گرفت. متولیان حکومت به شکلی سیستماتیک از مکانیزم دروغ برای اقناع افکار عمومی بهره می برند و توسل به این ترفند حتی از سوی عالی رتبه ترین مقام های جمهوری اسلامی هم دیده شده است. چنان که "آیت الله خامنه ای" در یکی از سخنرانی هایش پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته برای زیرسوال بردن آمار ارایه شده از سوی "میرحسین موسوی" درباره گسترش فساد، منبع این آمار یعنی سازمان شفافیت بین المللی را یک سازمان اسراییل و وابسته به صهیونیست ها معرفی کرد تا وانمود کند که آن آمار با غرض ورزی تهیه شده است. رهبر جمهوری اسلامی با گفتن این سخنان خود را خواسته و ناخواسته مخاطب این بخش از سخنان موسوی قرار داد که در مناظره دوم انتخاباتی اش برای تقبیح دروغ گویی محمود احمدی نژاد گفته بود :" ... با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که مستقیم در چشم مردم نگاه می‌کند و با اعتماد به نفس سیاه را سفید نشان می‌دهد. " ، " می‌تواند به دوربین نگاه کند و 2 در 2 را بگوید که 4 تا نیست، 10 تا است " ،" آمارها را بالا و پایین می‌کند و مردم را گول می‌زند؛ نقشه مار می‌کشد وسعی می‌کند شما را به بیراهه ببرد."

بی باوری به حکومت

اعلام رای شصت و سه درصدی برای محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری از نگاه هواداران جنبش سبز بزرگترین دروغی بود که حکومت می توانست به مردم بگوید. آن ها از همین رو شعار " دروغ گو دروغ گو، شصت و سه درصت کو " را در تجمع های خیابانی طنین انداز کردند و بیش از همیشه باورشان را به صداقت حکومت از دست دادند. عملکرد حکومت در ماه های پس از انتخابات نیز به گونه ای بوده که جای شک و تردیدی برای معترضان باقی نگذاشته است. رسانه ها و نهادهای وابسته به حکومت در این ماه ها به شکلی روزافزون مکانیزم جعل خبر را به خدمت گرفته اند و با بهره مندی از تمام ترفندهای سیاه رسانه ای به مقابله با جنبش مخالفان حکومت پرداختند.این رسانه ها تجمع های میلیونی معترضان به نتیجه انتخابات را تجمع گروه های چند ده نفره معرفی کرده، حمله لباس شخصی ها به مردم معترض را حمله مردم به نیروهای انقلابی خوانده، قربانی شدن ده ها شهروند در جریان تجمع ها را انکار کرده و در عوض مدعی شدند که تعدادی از نیروهای بسیج توسط ضد انقلاب کشته شده اند. شهادت ندا آقا سلطان بانوی معترض سبز را علیرغم انعکاس جهانی ویدیوی آن رد کرده و آن را سناریوی از پیش طراحی شده نامیده و کار را تا جایی بردند که برای تخریب وجهه رهبران سبز مدعی اختلاف خانوادگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد شدند و ادعای بیماری مهدی کروبی را مطرح کردند.

با این حال بی اعتمادی فزاینده عمومی به حکومت ، کارکرد دروغ هایی که هدف از آن توجیه وضع موجود است را مختل کرده و حساسیت شهروندان را نیز برای تشخیص اخبار درست از نادرست بالاتر برده است. شهروندان به لطف بهره مندی از ابزارهای مدرن تکنولوژیک سلطه رسانه ای حکومت را شکسته و دست انتشار دهندگان خبرهای دروغ را در کمترین زمان ممکن رو می کنند. رسوایی دروغ پردازی درباره دیدگاه فوکویاما پیرامون تشیع نیز گواهی روشن از بی اثر ماندن دروغ های ساخته و پرداخته محافل حکومتی است. دروغ هایی که اگر در کوتاه مدت هم کارکردی داشته باشند در مدت مدت حاصلی جز بی باوری مطلق به بنگاه های تبلیغی حکومت نخواهند داشت.

هیچ نظری موجود نیست: