۱۳۸۹/۰۶/۲۹

آقای احمدی نژاد، من یکی را قلم بگیرید!

کلمه- آل طاها:

معذور دار گر به قلم عذر خواستم

ترسم ، که گر قدم بنهم بشکند قلم !

« سلمان ساوجی »

لابد ! شما هم شنیده اید که آقای احمدی نژاد در آخرین مصاحبه ی خود با روزنامه ی ایران ، دستش را به تمامی روکرده است و هر چه دلش خواسته است بر زبان آورده و در این حین بارها و بارها به یک «جمعیت ۷۵ میلیون نفری » اشاره کرده است و لابد به علم غیب یا به « حکمت مشاء» !! گفته های خود را دغدغه های آنها دانسته است و به این هم قناعت نکرده و « روحیه ی پرده دری » خود را خواسته ی مردم خوانده و خواسته های خود را به «زبان مردم » آلائیده است. و از همه بدتر؛ پس از یکسال سکوت یادش آمده است تا «آبروریزی های» خود را در همان «مناظره ی مشهور» به « ناراحتی های این ۷۵ میلیون نفر» مثلاً توجیه کند.

از خدا پنهان نیست ، از شما چه پنهان ، «من یکی» درست و حسابی نمی دانم این جمعیت ۷۵ میلیونی کجا حضور دارند و «من یکی» مطمئن نیستم این جمعیت ۷۵ میلیون نفری، جز در ذهن آقای احمدی نژاد در عالم واقع وجود داشته باشند .

با این همه – به قول معروف محض اطمینانِ خاطر ! – تنها « یک نکته » را می خواهم یادآوری کنم تا اگر خدای ناکرده منظور «این صاحب دولت»، از این ۷۵ میلیون نفر، ملت شریفی است که در کشور ایران ساکن اند و قریب به اتفاق به آئین مسلمانی مشهورند، کمی حساب و کتاب دستش بیاید و «من یکی را قلم بگیرد» ؛ که «من یکی» حاضر نیستم بدون محاکمه و ثابت شدن اتهام ، نام و آبروی کسی درِگوشی هم بیاید ، چه برسد به اینکه یک کاندیدای انتخابات بخواهد به هوای جمع کردن رای مردم ، بی جنبه بازی در بیاورد و در حضور میلیون ها نفر ، با آبروی کسی بازی کند و به ناحق از او نام ببرد . «این آقا»، همان بهتر که « دور من یکی را خط بکشد » که خدا شاهد است من یکی – و یحتمل همه ی این ۷۵ میلیون نفر – مادامی که به خدا و پیغمبرش باور دارم و شنیده ام که حرمت آبروی مومن بیشتر از حرمت خانه ی خداست ، « یک تارِ مویم » به آبروریزی های «آن آقا» راضی نیست.

از همه ی این ها گذشته، آقای احمدی نژاد بهتر است بداند، من یکی نگران «آبروی خودم» هم هستم ، پس بار بعدی که قرار بود بنا به همین «روحیه ی مشهور» و این خصلت منفور و به حساب این جمعیت ۷۵ میلیون نفری چیزی بگو ید و به « نام مردم » آبروی کسی را نشانه برود ، « یکی کمتر حساب کند » و من یکی را به حساب نیاورد . فکر نمی کنم برای «او» که «اصولاً» از شمارش بَدَش می آید و برای «من» که هنوز بغض هایم از « شمرده نشدنِ پارسال » ، شکسته نشده اند ، توقع زیادی باشد ؟ هست ؟

هیچ نظری موجود نیست: