اعتماد: ميرحسين موسوي خطر انفعال را بزرگ ترين خطري دانست که مي تواند نيروهاي مذهبي دانشگاه را تهديد کند. اين ارزيابي ميرحسين موسوي از فضاي دانشگاه در سال 76 در جمع اعضاي کانون انديشه دانشجويان مسلمان دانشگاه صنعتي اميرکبير در محل ساختمان شماره پنج عنوان شد و سايت «آينده» نيز اين سخنراني را بدون هيچ دخل و تصرفي منتشر کرده است. به گزارش آينده نخست وزير دوران دفاع مقدس، ابراز نگراني نسبت به شرايط موجود جامعه را آغازي مثبت دانست و گفت؛ اگر امروز شما نسبت به وضعيت فرهنگي جامعه نگران هستيد، اين يک آغاز مثبت است به شرطي که اين نگراني شما را به تعمق و تامل وا دارد. در مرحله اول شناخت وضعيت موجود يک ضرورت است. ابتدا بايد دلايل اصلي ايجاد چنين وضعيتي را بيابيد و سپس متوجه باشيد که اصلاح اين وضعيت تنها با يک راه حل درازمدت و زمان مند ممکن مي شود. همان گونه که انقلاب اسلامي نتيجه 200 سال چالش با تمدن غرب است و ريشه يي عميق در جامعه ما دارد. براي شناخت وضعيت امروز جامعه بايد بپذيريم که ارزش هاي معنوي زمان جنگ، در جامعه تضعيف شده است. اين مساله از دو بعد قابل توجه است؛ نخست؛ اهداف جامعه ما تغيير کرده است. در زمان جنگ هدف ما رسيدن به لقاء الله و کمال بود، اما امروز در جامعه اين هدف تا دستيابي به پول و رفاه بيشتر کوچک شده است. توجه کنيد که اگر هدف جامعه تا اين اندازه تنزل يابد، سطح فرهنگي دچار تنزل فاحشي مي شود و اين تنزل در همه شئون آثار خود را نمودار خواهد ساخت. دوم؛ الگوها در جامعه ما تغيير کرده اند. به ياد داريم زماني حضرت امام (ره) رهبر و الگوي جامعه را يک نوجوان 13 ساله معرفي کردند و ما همه خود را با آن نوجوان مقايسه مي کرديم و نسبت به فاصله معنوي بين مان غبطه مي خورديم اما امروز الگوي جوانان و جامعه ما ستاره هاي ورزشي شده اند. بحث بر سر خوبي يا بدي ورزش نيست بلکه منظور توجه به اين نکته است که تا چه اندازه ما در الگو سازي براي جامعه و مردم در انتخاب الگو دچار تغيير و تحول شده ايم. نتيجه اين تغيير و تحولات را مي توانيد به راحتي در جامعه ملاحظه کنيد. روح مصرف زدگي و تجمل گرايي کاملاً در اقشار گوناگون نفوذ کرده است. تلاش براي به دست آوردن رفاه بيشتر هم توان بسياري از افراد را مصروف خود ساخته که اين وضعيت را مي توان به دنيا زدگي تعبير کرد. کانديداي اصلاح طلبان ضمن تحليل شرايط دانشگاه ها تصريح کرد؛ وظيفه نيروهاي مذهبي و متعهد در دانشگاه ابتدا شناسايي و تحليل دقيق اين جريان است. دانشگاه داراي دو ويژگي است که کار را دشوارتر مي کند؛ اول آنکه تمايل به جريان دنيا گرا، به دليل آنکه بخش قابل توجهي از استادان دانشگاهي در غرب تحصيل کرده اند و تحت تاثير تمايل آن تمدن و فرهنگ هستند، نسبت به بقيه محيط ها بيشتر است. دوم برخوردهاي غيرمنطقي که برخي از گروه ها در مقابل اين جريان انجام مي دهند، در دانشگاه تاثيرات به مراتب بدتري را مي گذارد. محيط شما با محيط کوچه و بازار متفاوت است. برخوردهايي که شايد در آنجا جواب بدهد، در محيط دانشگاهي نتيجه عکس مي گذارد. خلاصه دفاع بد ممکن است اثرات زيانباري را برجا گذارد. ذکر اين نکته ضروري است که بزرگ ترين خطري که نيروهاي مذهبي در دانشگاه ها را تهديد مي کند، خطر انفعال است. انفعال به آن معنا که گروه هاي انقلابي تحت تاثير جو، بعضي از شعارهاي مترقي انقلاب را کنار بگذارد. مثلاً اگر برخي از گروه ها شعار آزادي مي دهند، بچه هاي مذهبي براي مخالفت با آنها، شعار نه آزادي بدهند. يا اگر آنها جامعه مدني را مطرح مي کنند - در حالي که جامعه مدني مطرح شده توسط آقاي خاتمي که محورهاي اساسي آن آزادي، قانونمندي و احترام به حقوق مردم است - نيروهاي حزب اللهي با جامعه مدني مخالفت کنند، نه، بايد تعريف درست و جديد از جامعه مدني منطبق بر ارزش هاي انقلاب ارائه شود. بر اين اساس بايد همان گونه که در پيش از انقلاب گروه هاي مذهبي در دانشگاه مترقي ترين شعارها را مي دادند، اکنون نيز بايد مترقي ترين شعارها را سرلوحه عملکرد قرار داد. شعارهايي نظير آزادي، عدالت و انتقاد. بايد نسبت به عملکرد همه گروه ها نگاه انتقادي، منصفانه و حق مدار داشت. نبايد به دفاع از وضعيت موجود و توجه دولت با ساير جريان ها کشيده شود. مواضع بايد نسبت به همه جريان ها، موافق با مواضع همسو با اصول انقلاب و انتقاد از مواضع غير ارزشي آنها باشد. در واقع معيارها بايد اصول انقلاب يعني رهبري، آزادي و عدالت باشد و نبايد سرنوشت خود را با سرنوشت يک جناح يا فرد خاص سياسي گره زد. ..الان در مردم آگاهي ها افزايش زيادي پيدا کرده و آنها جسارت لازم را براي دفاع از حقوق خودشان پيدا کرده اند. نکته مثبت ديگر اينکه ساختار سياسي جامعه نسبت به قبل از انقلاب بسيار مطلوب تر شده و اجازه مي دهد گروه هاي اصولگرا و مذهبي ابتکار عمل را به دست گيرند. کانديداي معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوري ضمن تحليل شرايط جامعه به ترسيم آينده پرداخت و گفت؛ در آينده به نظر مي رسد مرکز ثقل سياسي جامعه به دانشگاه ها منتقل شود. واقعيت اين است که طي دوران انقلاب، يک افزايش شديد در جمعيت دانشجويي کشور صورت گرفته و تعداد آنها از حدود 120 هزار نفر به يک ميليون و 200 هزار نفر رسيده است که اين يعني 10 برابر شدن تعداد دانشجويان، اگر جمعيت يک تا دو ميليوني فارغ التحصيل از دانشگاه ها که طبعاً تحت تاثير جريانات دانشگاهي هستند را به اين تعداد اضافه کنيد، خواهيد ديد که بخش قابل توجهي از جامعه از دانشگاه ها متاثر مي شوند. بنابراين در آينده دانشگاه ها يک هويت سياسي تعيين کننده در سرنوشت جامعه خواهند داشت و اگر گروه هاي مذهبي در عملکرد خود تجديد نظر نکنند، احتمالاً جريان دنيا گرا در دانشگاه تعيين کننده خواهد بود.و نکته آخر اينکه نبايد متاثر از جو غالب بر محيط شد. عامل موفقيت پايداري در کار است. بايد سعي کرد در فعاليت ها گرايش بيشتري به طبقه محروم و مستضعف جامعه وجود داشته باشد. ضمن آنکه با پرداختن به زمينه هاي فرهنگي، حفظ ارتباط دوستانه با ساير گروه ها، برخوردي منطقي و ارائه شفاف و عمل به ارزش ها، ان شاء الله موفقيت حاصل خواهد شد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر